آنگاه كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله بدانجا هجرت كرد ، نامش به « مدينة النبى » ، ( شهر پيامبر ) تغيير يافت ، كه در اثر زياد تكرار شدن لفظ مدينه بر آن غلبه يافت .
مدينه مركز حكومت خلفاى نخستين ( ابو بكر ، عمر و عثمان ) بود و قريشيان كه سرسختترين دشمنان اهل بيت پيامبر بودند ، آنجا مىزيستند . با اينحال بخش بزرگ اهل مدينه را انصار تشكيل مىدادند كه همواره دوستدار خاندان پيامبر بودند و در كشمكشهاى سياسى جانب اهل بيت را مىگرفتند . صحابيان بزرگوار شيعى كه در اين شهر زندگى مىكردند ، پيوسته حقيقت را به مردم مىگفتند . جابر بن عبد الله انصارى ، صحابى بزرگوار پيامبر به عصاى خود تكيه مىداد و در كوچههاى مدينه مىگشت و مىگفت :
« علىّ خير البشر من انكرها فقد كفر ؛ على بهترين مردم است ، هركس نپذيرد كافر شده است . اى گروه انصار ! فرزندانتان را بر محبت على تمرين دهيد ، هركدام از آنها اين محبت را پذيرا نشود ، درباره نطفهاش از مادرش سوال كنيد » ! « 1 »
همين جابر در مسجد النبى مىنشست و مىگفت : « اى باقر العلوم ! كجايى ؟ » مردم مىگفتند : « جابر هذيان مىگويد » جابر مىگفت : « نه ، هذيان نمىگويم ، بلكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به من فرمود : بعد از من شخصى از خاندان مرا خواهى ديد كه اسمش اسم من و قيافهاش ، شبيه قيافه من خواهد بود . او درهاى دانش را به روى مردم خواهد گشود » . « 2 »
او پس از اينكه امام باقر عليه السّلام را ديدار كرد ، هرروز دو بار به ديدار حضرت مىرفت . « 3 » ابو ذر غفارى بر در مسجد النبى مىايستاد و مىگفت :
« هركس مرا شناخته كه شناخته و هركس نمىشناسد ، پس بداند كه من ابو ذر غفارى ، جندب بن جنادة ، هستم . . . محمد وارث علم آدم و تمام فضايل انبياست و على بن ابى طالب وصى محمد و وارث علم اوست » . « 4 »
از سوى ديگر ، بيشتر بنى هاشم در اين شهر مىزيستند و در حرم جدشان احترام داشتند .
هامش
( 1 ) . شيخ طوسى . اختيار معرفة الرجال ( رجال كشى ) ، تحقيق سيد مهدى رجايى ، موسسه آل البيت ، قم ، 1404 ه ، ج 1 ، ص 237 .
( 2 ) . همان ، ص 218 .
( 3 ) . همان ، ص 222 .
( 4 ) . ابن واضح . تاريخ يعقوبى ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1414 ه ، ج 2 ، ص 171 .