تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 968

مساهمون:

ص٩٦٨
كار 1 چو پيش آيدش بميدان ناگه * خوارى بيند ز خوار كردهء ايوان 2
گرچه شود لشكرى بسيم قوىدل * آخر دلگرمىيى ببايدش از خوان 3
دار نكو مر پزشك را گهِ صحت * تات نكو دارد او بدارو و درمان
خواهى تا باشى ايمن از بدِ اقران * روى بتاب از قِران 4 و گوى ز قُرآن 5
زهد مقيّد بدين و علم به طاعت * مجد مقيّد بجود و شعر بديوان
خلق به صورت قوى و خُلق به سيرت * دين به سريرت قوى و مُلك بسلطان 6
شاهِ هنر پيشه ميرِ ميران مسعود * بسته سعادت هميشه با وى پيمان
اى به تو آراسته هميشه زمانه * راست بدانسان كه باغ در مهِ نيسان 7
رادى گر دعوتِ نبوّت سازد * به ز كف تو نيافت خواهد برهان 8
قوّتِ اسلام را و نصرتِ حق را * حاجتِ پيغمبرى 9 و حجّتِ ايمان
دستِ قوى دارى و زبانِ سخنگوى * زين دو يكى داشت يار موسىِ عمران 10
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 968 | محمد بن حسين البيهقي