توضيحات و حواشى
ص 615
( 1 ) - بقيت سال . . . : بازماندهء ( بقيهء ) سال 424
( 2 ) - وديعت : بفتح اول و كسر دوم وديعه بمعنى امانت و به استعاره در اينجا مراد دختر با كاليجار كه به عقد نكاح سلطان مسعود درآمده بود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 512
( 3 ) - نو گشت : رونق و اعتبار يافت و تازه شد
( 4 ) - لهو : به فتح اول و سكون دوم چيزى كه مايهء طرب و سرگرمى باشد
( 5 ) - تهتك : پردهدرى و رسوائى ، مصدر باب تفعل از مجرد هتك
( 6 ) - گلافشان : گلريزان
( 7 ) - برانداختند : نثار كردند و افشاندند
( 8 ) - دندان مزد : مزد دندان ، نقدى كه به مهمان پس از صرف طعام مىدادند ، اسم مركب ساختهشده از تركيب اضافى مقلوب
( 9 ) - مستان : در حال مستى
( 10 ) - خلع عذار كرد : بىآبروئى و افسار گسيختگى كرد و بىشرمى نمود - خلع بفتح اول و سكون دوم بركندن - عذار : بكسر اول افسار ستور
( 11 ) - سخف : بضم اول و سكون دوم سبكى عقل يا سبكسارى
( 12 ) - مشربه : بكسر اول و سكون دوم و فتح سوم كوزه يا ظرفى كه بدان آب و باده نوشند ، اسم آلت از شرب
( 13 ) - علاقه : بكسر اول هر چيز كه بدان چيزى را آويزند ، بند
( 14 ) - مورد : درختى هميشه سبز داراى برگى خوشبو و گلى سپيد كوچك و خوشبو كه بتازى آس گويند ، تلفظ آن بر وزن خرد بضم اول - از مورد بافته : صفت مركب مفعولى ، تاج موصوف
( 15 ) - گل سورى : گل سرخ يا گل آتشى
( 16 ) - گرزن : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم تاج يا نيمتاجى از ديبا با گوهر
ص 616
( 1 ) - كدخداى اعمال : مباشر امور
( 2 ) - شغل دل : گرفتارى خاطر
( 3 ) - انها : بكسر اول مخفف انهاء خبر دادن ، مصدر باب افعال
( 4 ) - بىتيمارى : عدم تعهد امور و لااباليگرى
( 5 ) - در حال : حالى و بىدرنگ و برفور ، متمم قيدى زمان
( 6 ) - بار بگسست : بار يافتن به پايان رسيد و حاضران از خدمت پادشاه پراگندند
( 7 ) - بازگرفت : نزد خود نگاهداشت