متبادر مىگردد ارتباط تامّ و تمام با وقايع عاشورا دارد و نظر مرحوم دكتر معين در معناى سوم مقتل در ميان پارسى زبانان از ديرباز مورد عنايت بوده است .
2 . پيشينهء مقتلنگارى در زبان عربى و فارسى
1 - 2 . مقتلِ ابوالقاسم اصبغ بن نباته مجاشعى تميمى حنظلى :
مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى ، از اين صحابهء خاص امير مؤمنان على ( ع ) به عنوان اوّلين مقتل نگار ياد مىكند و دربارهء او مىنويسد : « اقول والظّاهر انّه اوّل من كتب مقتل الحسين و كتابه اسبق كتب المقاتل » ، « 1 » و برخى از محقّقان از ابومخنف لوط بن يحيى ازدى غامدى به عنوان نخستين مقتلنگار عاشورا ياد كردهاند كه هم عصر با امام جعفر صادق ( ع ) بوده است « 2 » كه قدمت زمانى اصبغ بن نباته بر او نيازى به توضيح ندارد .
بسيارى از محقّقان از جمله مؤلّف « روضات الجنّات » روضة الشّهداى ملّاحسين واعظ كاشفى ( متوفاى 910 ه . ق ) را به عنوان اوّلين مقتل پارسى معرّفى كردهاند « 3 » ولى بطلان اين نظر بر اهل تحقيق پوشيده نيست ؛ زيرا در قدمت زمانى برخى از متون منثورى كه به نقل و بررسى وقايع عاشورا پرداختهاند ، ترديدى وجود ندارد و در پيشينهء نثر فارسى مىتوان عناوين اين آثار و موضوعاتى را كه دربارهء حادثهء كربلا نگاشتهاند ، به روشنى نشان داد و ما از آنها در اينجا به خاطر اهميّتى كه دارند به صورت گذرا ياد مىكنيم :
2 - 2 . ترجمهء تاريخ طبرى :
مرحوم ملك الشعراى بهار از چهار كتاب زير به عنوان قديمترين نثر فارسى ياد كردهاند كه سومين آنها مورد استفاده ماست و ما به خاطر اهميّت موضوع آنها را نقل مىكنيم :
الف - مقدمهء شاهنامهء ابومنصورى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 23 و 24 .
( 2 ) . ثار اللّه ، چاپ اول ، ص 87 .
( 3 ) . روضات الجنّات فى احوال العلماء و السّادات ، محمّد باقر موسوى خوانسارى ، ج 3 ، ص 230 .