1 . معانى لغوى مقتل
در كتب لغت ، معانى مختلفى را براى « مقتل » ذكر كردهاند :
الف : محلّ قتل ، جاى كشتن ، كشتارگاه ، قتلگاه .
ب : جايى از بدن انسان يا حيوان كه هرگاه ضربتى بدان وارد شود ، شخص كشته گردد ، مانند شقيقه .
ج : كتابى كه دربارهء وقعهء كربلا تأليف شده . « 1 »
دربارهء معناى سومى كه مرحوم دكتر محمّد معين در فرهنگ فارسى از اصطلاح « مقتل » به دست دادهاند ، ذكر اين مطلب ضرورى است كه موضوع برخى از مقاتل ربطى به حادثهء عاشورا ندارد و اين امر نشان مىدهد كه در عرف مقتلنگارى به هر گزارش مكتوبى كه حاوى مطالبى پيرامون قتل و يا شهادت يكى از شخصيّتهاى مطرح در تاريخ اسلام باشد ، مقتل مىتوان گفت .
علّامه شيخ آقا بزرگ تهرانى در « الذّريعه » از چهارده مقتل نام مىبرد كه داراى عنوان مشترك « مقتل اميرالمؤمنين » ( ع ) اند كه به قلم علماى بزرگ اسلامى نگارش يافته و چگونگى شهادت امير مؤمنان على ( ع ) را مورد بررسى قرار دادهاند . « 2 » نيز به اسامى كتبى برمىخوريم كه از عناوين آنها مىتوان به موضوعى كه مورد عنايت نويسندگان آنها بوده ، پى برد ، براى نمونه :
« مقتل اولاد مسلم » از شيخ حسين عصفورى ؛ « مقتل حجر بن عدى » از ابى مخنف و دو مقتل ديگر با همين عنوان از نصر بن مزاحم كوفى و هشام كلبى ؛ « مقتل الحسن بن على » ( ع ) از ابى مخنف ؛ « مقتل رشيد و ميثم و جويريّة بن مسهّر » از هشام كلبى و « مقتل زيد الشّهيد و تواريخه » از محمّد على هبة الدّين شهرستانى ؛ كه به زبان عربىاند و « مقتل سادات » از ابى القلم المولوى صغير حسن ملقّب به شمس الهندى در دو جزء به زبان اردو ، و « مقتل نامه » از نصيرالدّين به زبان فارسى كه چند و چون آن براى ما مشخّص نيست و مؤلّف الذّريعة نام اين اثر را از فهرست بنگال استخراج كرده است ، « 3 » ولى در ادب فارسى معنايى كه از مقتل به ذهن
هامش
( 1 ) . فرهنگ فارسى ، دكتر محمّد معين ، ذيل عنوان « مقتل » .
( 2 ) . الذّريعة الى تصانيف الشيعة ، چاپ دوّم ، ج 22 ، ص 29 تا 31 .
( 3 ) . همان ، ص 31 - 35 .