نكته ديگر در خصوص منابع و مآخذ اثر است . از نويسنده كتابى كه گاه و بيگاه از ذكر منابع و مآخذ خويش در متن يا پاورقى دريغ نمىورزد ، انتظار مىرفت اولًا منابع خويش را بهصورت كامل معرفىكند تا خواننده دريابد از كدام چاپ كتاب استفاده شده يا ناشر آن كيست و در چه سالى و كجا به چاپ رسيده است در حالى كه نويسنده محترم تنها به نام منبع ، مجلد و صفحه آن اشاره كرده است . ثانيا شايسته بود فهرست جامعى از منابع استفاده شده يا حتى كتابشناسى مفصلى در پايان كتاب آورده شود تا راهنماى علاقهمندان براى دسترسى به ساير منابع باشد .
در نگاهى منصفانه شايد از دلايل اقبال خوانندگان به اين كتاب - كه يكى از نشانههاى آن نيل به چاپ يازدهم است - آميزهاى از نقل بىپيرايه همه بخشهاى زندگانى حضرت زهرا است . نويسنده ، علىرغم بسيارى از سيره نويسان ديگر ، صرفا به بيان قسمتهاى اندوهزا و تلخ زندگانى حضرت زهرا ( س ) نپرداخته و بالاخص در بخش ازدواج و زناشويى آن حضرت ، مطالب خويش را با اقتباس از منابع دست اول با ترتيبى منطقى و بىخدشه به زيبايى در كنار هم قرار داده است .
ديگر نويسندگانبراى بهقَلَيان درآوردن احساساتپرجوش و خروش شيعيان ، گاه تمام همت خود را حول مدار رنجها و اندوههاى حضرت زهرا دوران مىدهند . اما نويسنده محترم ضمن حفظ امانت در نقل صحيح مطالب ، با بهرهگيرى از قدرت شرح و بسط خويش تصويرى قابل تجسم و عينى از فرخندگىملكى وملكوتى زندگانىحضرت ارائهمىكند .
از آنجا كه روش و سبك نگارش و ترتيب وقايع تاريخى - دينى ، گاه به شكلگيرى سليقه مخاطب مىانجامد و تاكنون نيز اغلب امر تأليف كتب تاريخى و دينى توسط كسانى انجام پذيرفته كه پيش از آشنايى با آيين
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: حسين سروقامت
ص٤٨