آنچه در اغلب كتب مربوط به زندگانى ائمه اطهار ( ع ) به چشم مىخورد ، و اين كتاب نيز در بسيارى از موارد از آن مستثنى نيست ، استفاده از زبان گفتارى است . يعنى هرچند در اغلب موارد منابع قرآنى و روايى بيان مىشوند اما زبان كتاب ، زبان نوشتارى نيست . بدين جهت ما در اين قبيل كتابها با نوعى عدم پيوستگى و ناهماهنگى كه از تبعات بهرهگيرى از چنين روشى است ، مواجهيم .
در فصل اول كتاب ، تقريبا زمينهاى براى نقد و بررسى يافت نمىشود . در اين فصل تعيين و تعقيب درست هدف و حتى سبك نگارش كاملًا قابل ستايش است ، اما از فصل دوم به بعد ، تدريجا به امورى برمىخوريم كه حاكى از نوعى ناشكيبايى و شتابزدگى در طرح مباحث است . چنين امرى گاهى تا بدان جا پيش مىرود كه به تكرار برخى مباحث كتاب مىانجامد . « 1 »
نويسنده در بيشتر صفحات كتاب با بيان عباراتى نظير « در جاى خود ذكر خواهد شد » ، « مشروحا خواهد آمد » و « با شرح بيشترى در صفحات آينده خواهيد خواند » ، خواننده را ناگزير مىكند تا به جستجوهاى مكررى در كتاب دست يازد ، بدون آنكه در ذيل اين عبارات يا در پاورقىها به صفحه يا فصلى اشاره كند كه خواننده به سهولت بتواند با مراجعه به آن مقصود مؤلف را دريابد . « 2 »
گاهى جملاتى به زبان عربى ذكر شدهاند كه به ترجمه فارسى آنها اشاره نشده است . « 3 » گاهى ترتيب تاريخى رعايت نشدهاند « 4 » ، و گاه برخى
هامش
( 1 ) . به عنوان مثال مىتوان از تكرار مطالب صفحات 70 با 118 ، 86 با 110 ، 102 با 115 و سرانجام 119 با 121 و 126 سخن گفت .
( 2 ) . از جمله اين موارد مىتوان به صفحات 119 ، 135 ، 142 ، 159 ، 162 ، 237 و . . . اشاره كرد .
( 3 ) . نظير عباراتى در صفحات 77 ، 109 ، 115 و 124 كتاب .
( 4 ) . نظير ص 93 كتاب .