داشته باشد اما با تصور تدوين فرهنگ ، نمىتوان تمام تاريخ اسلام را مرور كرد . به عبارت ديگر فرهنگ سخنان حضرت فاطمه ( س ) شبستان مسجد و مجلس وعظ و خطابه نيست كه نويسنده از هر فرصتى براى اندرزگويى مخاطبان استفاده نمايد . اين امر باعث تفصيل بيش از حد مطالب و خستگى و ملالت مخاطب مىشود . نمونهاى از اين قبيل زيادهگوييها را مىتوان در صفحه 232 بند 7 ، صفحه 76 ، صفحه 30 بند 4 ، صفحه 68 بند 8 ، صفحه 221 بند 6 و . . . مشاهده نمود .
درباره پانوشتها نيز لازم به ذكر است كه در اغلب فرهنگها ، پانوشتها در ذيل عناوين آورده مىشوند . اما با توجه به روش نگارش منحصر به فرد اين فرهنگ ، بهتر آن بود كه حجم فراوان پانوشتهاى كتاب حاضر كه گاه از اصل متن هم تجاوز مىكند ، با دستهبندى دقيق و مشخص در آخر هر بخش ذكر مىشد تا در برخى موارد تمام توجه مخاطب به جاى اصل حديث به پاورقى صفحه معطوف نگردد و حديث تحت الشعاع حاشيه آن قرار نگيرد .
شايستهها و بايستهها
بايسته است با توجه به استقبال گسترده مخاطبان اين اثر كه به روح دينى و معنوى آنان و علاقه و محبت ايشان به حضرت زهرا ( س ) باز مىگردد ، تجديد نظرى از سوى فضلاى مؤسسه تحقيقاتى اميرالمؤمنين ( ع ) نسبت به كتاب حاضر صورت پذيرد تا چاپهاى بعدى كتاب كاملتر و كم نقصتر از قبل به دست علاقهمندان برسد . از اين رو پيشنهاد مىشود :
الف - سخنان حضرت زهرا ( س ) به گونهاى متوالى و مسلسل مطرح شود . نظير آنچه بيش و كم در نهجالبلاغه امام على ( ع ) يا صحيفه سجاديه شاهد هستيم . اگر اين امر به صورت كامل ميسور نيست ، دست
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 248
مساهمون: حسين سروقامت
ص٢٤٨