دچار ملال و خستگى نشود . گاه مطالب شكل و شمايل داستان و قصه به خود مىگيرد :
كسالت پيامبر ( ص ) بسيار شدت يافت و درجه تب آن حضرت آنچنان بالا رفت كه حرارت بدنش از روى پوششى كه به رويش افتاده بود ، احساس مىشد . ( ص 157 كتاب )
گاه ادبى و آميخته با صنايع مختلف نظم و نثر پارسى است :
فاطمه ( س ) قطرات اشك از ديده بباريد و گفت اى تاجدار سوره « هل اتى » و اى شهسوار عرصه لافتى و اى خطيب منبر « سَلُونى » و اى وارث مرتبه هارونى و اى راز دار مصطفى و اى شير بيشه شريعت و اى كشتى لُجّه حقيقت و اى شكوفه باغ ابوطالب و اى نواخته لقب اسد اللّه الغالب ! ( ص 176 كتاب )
گاه از شعر بهره مىگيرد و سخن به نظم مىآرايد ، چه آنكه به نام شاعرش اشاره كند يا نكند :
آن ادب پرورده صبر و رضا * آسيا گردان و لب قرآن سرا
گريههاى او ز بالين بىنياز * گوهر افشاندى به دامان نماز
( ص 65 كتاب )
و گاه از زبان روايات و احاديث سخن مىگويد و جالب آنكه براى مخاطب فارسى زبان خويش اعرابگذارى مىكند تا در خواندن درست و صحيح روايات دچار سردرگمى نشود و اين خود از مزاياى اثر حاضر است :
فاطمه زهرا ( س ) مىفرمود :
حُبِّبَ الَىَّ مِنْ دُنْيا كُمْ ثَلاثٌ : تِلاوَةُ كِتابِ اللّه ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسوُلِ اللّه ، وَالْانْفاقُ فى سَبيلِ اللّه .
از دنياى شما سه چيز محبوب من است : تلاوت قرآن كتاب خدا ، نظر به چهره پيامبر خدا ، و انفاق در راه خدا . ( ص 65 كتاب )