روايتى ديگر بيانگر ميزان علاقه صديقه طاهره به وجود مبارك حضرت رسول ( س ) و وابستگى به آن رسول گرامى است . بى جهت نيست كه در كنار پيكر رنجور رسول اللّه بيشترين گريه و ناله از حضرت زهرا ( س ) مشاهده مىشود :
على ( ع ) مىفرمايد پيامبر را در پيراهنش غسل دادم . فاطمه زهرا به من فرمود پيراهن پدرم را به من نشان بده ، وقتى پيراهن را به وى نشان دادم آن را بوسيد و غش كرد و به همين علت من پيراهن را از وى پنهان نمودم . « 1 »
و سرانجام روايت نابى در باب شفاعت حضرت زهرا ( س ) در صحراى محشر ؛
در جلد دهم بحار از امالى صدوق از امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمودند :
از جابربن عبداللّه انصارى شنيدم كه مىگفت رسول خدا ( ص ) فرمودند وقتى روز قيامت شود ، دخترم فاطمه زهرا ( س ) سوار بر ناقهاى از ناقههاى بهشتى به پيش مىآيد . . . در حالى كه در سمت راست او هفتاد هزار و در سمت چپ وى نيز هفتاد هزار فرشته در حركتند و جبرئيل در حالى كه مهار ناقه را در دست دارد با بلندترين صدا ندا در مىدهد چشمان خود را ببنديد تا فاطمه دخت محمد ( ص ) عبور كند و در آن روز هيچ نبىّ و رسول و صدّيق و شهيدى باقى نمىماند مگر آنكه چشمانش را مىبندد تا فاطمه بگذرد . . . در اين هنگام اين ندا از سوى حق جل جلاله مىآيد كهاى حبيبه من واى دختر حبيب من ! از من بخواه تا به تو بدهم ، و شفاعت كن تا شفاعتت را بپذيرم ، پس به عزت و جلالم سوگند كه از ستم ستمگرى نخواهم گذشت .
هامش
( 1 ) - ص 262 كتاب به نقل از مقتل الحسين خوارزمى .