تعليق شماره 2 كه بازگشت آن به مطلبى در صفحه 61 كتاب است ، منا شده اميرالمؤمنين ( ع ) در روز شورى ناميده شده است و صفحات 515 تا 524 كتاب را به خود اختصاص داده است .
كلمه مُناشده در زبان فارسى واژه آشنايى نيست و به همين جهت در فرهنگ يك جلدى عميد يا حتى فرهنگ فارسى شش جلدى دكتر معين « 1 » معادلى براى آن يافت نشد .
مرحوم علىاكبر دهخدا در لغتنامه خويش مُناشده را سوگند بر دادن ، سوگند خورانيدن و سوگند دادن كسى را به خدا معنى كرده است . « 2 »
اين تعليق شرح سخنان على ( ع ) خطاب به كسانى است كه در شوراى انتخابى عمر براى تعيين خليفه گردهم آمده بودند . حضرت در اين سخنان با سوگندهايى كه ياد مىكند در پى اتمام حجت بر آنان و اثبات مقام ولايت خويش است و اينكه در ميان آنان كسى به فضيلت و شرافت او وجود ندارد .
تعليق شماره 3 كه به مطلبى در صفحه 61 كتاب بازمىگردد ، شرح مختصرى پيرامون شخصيت عكرمه بربرى است كه يكى از چهرههاى مطرح خوارج بوده و پيدايش خوارج آفريقا را متأثر از او دانستهاند .
تعليق نويس محترم از صفحه 525 تا 550 كتاب را به شرح احوال او اختصاص داده است .
تعليق شماره 4 به آيه امانت و روايتى از امام صادق ( ع ) پرداخته
هامش
( 1 ) . فرهنگ فارسى ؛ دكتر محمد معين ، 6 جلد ، تهران ، اميركبير ، چ يازدهم ، 1376 ش .
( 2 ) . لغتنامه دهخدا ؛ على اكبر دهخدا ، زير نظر دكتر محمد معين و دكتر سيد جعفر شهيدى ، تهران مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ، چ اول از دوره جديد ، پاييز 1373 ، ج 13 ، ص 19042 ذيل واژه « مناشده » .