استعمار بر آن نهاد . ساواك از ماجرا خبردار شد و كتاب را در چاپخانه توقيف كرد .
تا شب عاشورايى شد و برخى جوانان متدين و مذهبى رفتند و قفل چاپخانه را شكستند و كتاب را درآوردند . در بازار بينالحرمين آن را صحافى كردند و در بندرعباس به چاپ رساندند !
. . . از كتاب اصالت تخصص
بنى صدر رئيس جمهور مخلوع ايران شعارى را مطرح كرده بود كه اصل در پذيرش مناصب حكومتى تخصص است ، نه تعهد ؛
اين كتاب در ردّ اين شعار نوشته شد ، در همان سالهاى 59 و 60 ، و تنها كتابى بود كه در آن دوران حدود 40 هزار تيراژ داشت .
. . . و سرانجام از كتاب دينشناسى ابتدايى
سال 1354 در مسجد امام جعفرصادق ( ع ) واقع در خيابان شهباز تهران اقامه جماعت مىكرد . شبى شخصى نزد او آمد كه دبيرى از آموزش و پرورش مىخواهد شما را در منزلتان ملاقات كند . پذيرفت .
دبير آمد . تيپ و قيافه مذهبى نداشت ، اما شخص مؤدبى بود . گفت من دبير شيمىام . سر كلاس مطالبى عليه رژيم گفتهام ، اتاق حفاظت ناحيه [ زير نظر ساواك ] مرا خواسته و به شهر رى منتقل كرده است . من به ناحيه شهر رى رفتهام . مىگويند ما دبير شيمى لازم نداريم اما دبير تعليمات دينى مىخواهيم . من تعليمات دينى بلد نيستم و از دين و مذهب هم چندان اطلاعى ندارم . اگر شما جزوهاى بنويسيد و به من بدهيد ، مشكل من حل مىشود .
او از دو جهت خوشحال شد . نخستآنكه ، اين آدم خودش زمينه
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 105
مساهمون: حسين سروقامت
ص١٠٥