تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
شاه ايران هم مرحمت و التفات خود را دربارهء دو پسر او كه در اصفهان بودند زيادتر مىكرد ؛ در صورتى كه همه منتظر بودند بعد از چنين خيانت بزرگى كه از پدر سر زده بود ، شاه بايستى شكم پسرهاى او را پاره كند . اين حسن تدبير شاه صفى به حال پسرش شاه عباس دوم بسيار مفيد واقع شد ؛ وقتى كه با پنجاه هزار قشون قندهار را محاصره نمود ، چون اغلب سپاهيان مغول كبير ، چنانچه سابقا هم نوشته‌ام ، ايرانى بودند و به خاطر آوردند شاه صفى نسبت به پسر على مردان خان چقدر مهربانى كرد ، لذا در حفظ شهر قندهار و مقاومت در مقابل قشون شاه عباس ثانى ، چندان سختى به كار نبردند و او را زحمت ندادند . در مدت قليلى قندهار محل نزول كوكبهء پادشاه ايران شد و تسليم گرديد . مغول كبير از اين خسران عظيم بسى اندوهگين و خشمناك شد . روزى از على مردان خان پرسيد كه به چه وسيله مىتوان قندهار را پس گرفت ؟ او جواب داد اين كار براى شما خيلى سهل و آسان صورت مىگرفت اگر خائن ديگرى مثل من پيدا مىكرديد » . ( سفرنامهء تارونيه ، صص 501 - 500 ) . ص 277 س 10 ترجمهء سرحدّ نامه بعد الحمد . . . امّا بعد ، با مشيّت و ارادت رافع اسما به غير عماد و حكمت و قدرت مبدع المركبات عن الاضداد و جل شأنه عن مشاكلة الانداد ، مدار انتظام احوال عباد ، و منشأ ثبات و دوام عالم ايجاد پادشاهان با عدل و داد ، و شهرياران مكارم اعتياد كه منوط به حسن اتفاق و اتحاد و اوامر و نواهى الهى و مربوط به اتباع و انقياد است به فحواى شريف
« فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ »
سلاطين شوكت‌آيين به سوى اصلاح و فلاح روى آورده و جانب خصومت را رها كرده و طرفين ، خلاف در غلاف نموده با هم صميمى و يكرنگ شوند . ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه ذو الفضل العظيم . بنا بر اين ، جناب جلالت مآب ، پادشاه دين پناه و ذات سعادت اياب ، شهنشاه جم‌دستگاه