وكان شاعرا مجيد الشعر فطنا ذكيا دينا ، سافر إلى الحجاز فحج وزار ، وله ديوان شعر فارسي وابياته في غاية الرقة والمتانة منها تضمين للمصراع المشهور :
« اين همه از بي آنست كه زر ميخواهد »
السلطان :
شه كه اين كوكبه واين كرو فر * تاج وتيغ وعلم وزين وكمر ميخواهد
لشكر وكشور واقبال وظفر ميخواهد * اين همه از بيآنست كه زر ميخواهد
الوزير :
آن وزيريكه بسى عاقل ودانا باشد * كار أو با همه كس رفق ومدارا باشد
مخلص شاه وهوا خواه رعايا باشد * اين همه از بي آنست كه زر ميخواهد
الرجل العاقل :
مرد عاقل كه سوى معركه جون تير * كاه مردى وشجاعت زبى تير رود
بي محابا همه تن بر دم شمشير رود * اين همه از بي آنست كه زر ميخواهد
الصوفي :
صوفي صاف كه در صومعة مسكن * در بغسل مصحف وزنار بكردن دارد
صلح كل با همه از شيخ وبرهمن * اين همه از بي آنست كه زر ميخواهد