ولادت زهرا عليها السلام
دهمين سال ازدواج محمّد صلى الله عليه و آله و خديجه فرارسيد - پيوندى مبارك كه ميان شريفترينِ همسران ؛ يعنى محمّدِ صلى الله عليه و آله صادق ، امين و برترين جوان قريش با بانويى پاك ؛ يعنى ( خديجه عليها السلام ) سرور زنان قريش برقرار شده بود - فرا رسيدن دهمين سال در حالى بود كه آنها براى استقبال از چهارمين ثمرهء اين ازدواج پر بركت آماده مىشدند .
در اين سال حادثهاى بزرگ در تاريخ مكّه و بيت عتيق رخ داد كه همزمان با آن حادثه يكى از افتخارات پدر بزرگوار زهرا تحقّق يافت . قريش پس از ترديد طولانى بالأخره تصميم گرفت با بيم و هراس ، خانهء كعبه را بازسازى كند و اين به آن سبب بود كه جرقهء آتش از آتشدان يكى از خدمتكاران جسته و به خانهء كعبه اصابت كرده بود و پردهء كعبه را به آتش كشيده و به بناى كعبه نيز صدمه وارد ساخته و بعد از آن حادثه از بالاى شهر مكّه سيل جارى شده و ديوارهاى خانه را ويران كرده بود ؛ اين حادثه قريش را سخت نگران ساخت كه نمىدانستند چگونه بيت عتيق را - كه كانون اجتماعِ حج و قبايل عرب بوده است و خودشان كه ساكنان حرم بودهاند و در اين ميان نقش حساسترى داشتند - حفظ و حراست كنند .
با اينكه قريش براى تجديد بناى كعبه كاملًا آماده شده بودند ، امّا در عين حال از خراب كردن آن براى تجديد بنا ، بيم داشتند .
وليد بن مغيرهء مخزومى كنلگ را به دست گرفت و گفت : « خدايا ! هراسى نيست ، ما جز خير اراده نكردهايم . » اين جمله را گفت و كلنگ را بر كعبه كوبيد و ديگران با ترس و وحشت تماشا مىكردند كه چه خواهد شد ! شبى در نگرانى گذشت و ديدند هيچ اتفاقى نيفتاد ، روز بعد همه به كارِ ساختِ بناى كعبه پرداختند و قبايل در پى جمعآورى سنگ براى اين بنا مسابقه مىدادند . محمّد صلى الله عليه و آله نيز در اين كارِ شايسته و جمعآورى سنگ با آنان مشاركت داشت .
وقتى بناى كعبه پايان يافت و نوبت به نصب حجرالأسود رسيد ، قبيلهها براى اينكه