طايفهء خزاعه ، اعمّ از كافر و مسلمان ، به دليل پايبندى به تعهّد و پيمانى كه با عبدالمطلب داشتند ، اخبار و اطّلاعات را براى رسول اكرم جمعآورى مىكردند . « 1 »
البته در جهت عكس قضيه ، از نامهنگارى حاطب بن ابى بلتعه به قريش مىتوان نام برد . كفّار قريش با خوشرفتارى نسبت به خانواده او كه در مكّه ساكن بودند مىخواستند اطلاعاتى از او كسب كنند كه البته ناكام ماندند . « 2 »
- رهگذران :
از كسانى كه مىتوانند اخبار ارزشمندى را در اختيار بگذارند ، رهگذران و مسافران هستند كه در منطقه تردّد مىكنند . حضرت سيدالشهداء عليه السلام در مسير حركتش از مكه به كوفه ، همواره از اين منبع استفاده مىكرد تا از اوضاع كوفه با خبر شود . وقتى از مكه خارج شد ، فرزدق ، شاعر معروف عرب ، را ديد . اوضاع و احوال كوفه را پرسيد ؟
فرزدق گفت : « تَرَكْتُ النَّاسَ بِالْعراقِ قُلوبُهُمْ مَعَكَ وَ سُيُوفُهُمْ مَعَ بنى امَيَّةَ » « 3 » مردمى را در عراق ترك كردم كه دلهايشان با شما بود و شمشيرهايشان به نفع بنىاميّه . آنگاه امام فرمود : راست مىگويى . « 4 »
همين روايت را به بشر بن غالب از طايفهء بنى اسد نسبت دادهاند كه در منزل « ذات عرق » خدمت امام رسيد . امام از او دربارهء عراق پرسيد ، او نيز ، همان پاسخ فرزدق را داد . « 5 »
هامش
( 1 ) - الصحيح من سيرة النّبى ، ج 4 ، ص 336 .
( 2 ) - ر . ك . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 112 .
( 3 ) - اعلام الورى ، ص 227 ، مقتل مقرّم ، ص 174 .
( 4 ) - همان .
( 5 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 367 ، و مقتل مقرّم ، ص 174 .