زيد از مرگ نجات پيدا كرد و پس از بهبودى به خدمت رسول خدا ( ص ) رسيد و حضرت را از ماجرا آگاه كرد . پيامبر اكرم ( ص ) او را فرمانده سريّهاى قرار داد و در ماه مبارك رمضان سال ششم هجرى به سوى آن طايفه اعزام كرد و دستور داد كه شبها راه بروند و روزها پنهان شوند و استراحت كنند .
بنى فزاره از تصميم مسلمانان خبردار شده ، سخت ترسيدند . از اين رو ، روزها ديدهبانى را بر كوه مشرف بر راهى كه احتمال داشت مسلمانان از آن راه بيايند ، گماشتند . ديدهبان پساز اينكه مسير يك روز راه را ديدهبانى و بررسى مىكرد ، مىگفت : به كار خود سرگرم باشيد ! امروز خبرى نيست ، تا شب چه شود .
به مسافت يك روز مانده به بنى بدر ، راهنماى مسلمانان كه از همان طايفه بود به اشتباه راه ديگرى درپيش گرفت و چون شب فرا رسيد ، متوجّه اشتباه خود شدند و همان شب راه را يافته ، سپيده دم كنار بنى بدر رسيدند و آنان را محاصره كردند . زيد بن حارثه گفت : وقتى من تكبير گفتم ، شما هم تكبير بگوييد و به دشمن حمله ببريد ، امّا پراكنده نشويد و فراريان را هم تعقيب نكنيد . زيد تكبير گفت و يارانش هم تكبيرگويان بر آنان حمله كرده ، پيروز شدند .
زيد پس از بازگشت ، يك راست به خانهء پيامبر ( ص ) آمد و در زد . پيامبر اكرم ( ص ) مشغول استراحت بود ، امّا به استقبال زيد آمد و او را در آغوش گرفت و بر پيشانى او بوسه زد و از مأموريتش پرسيد . زيد نيز خبر پيروزى را به آگاهى حضرت رساند . « 1 »
دومين فرمانده در نبرد موته
پس از صفآرايى مسلمانان و روميان در مقابل يكديگر نبرد سنگينى آغاز شد . در حالى كه فرماندهان سپاه اسلام پياده مىجنگيدند ، نخست جعفر بن ابى طالب پرچم فرماندهى را به دست گرفت و با دشمن جنگيد تا به شهادت رسيد . سپس زيد بن حارثه ، قدم به ميدان نبرد گذاشت و فرماندهى لشكريان را به عهده گرفت و خشمگين در پيشاپيش سپاه توحيد بر صف نيزهداران دشمن يورش آورد . رزمندگان سپاه اسلام كه
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 564 - 565 ؛ طبقات ، ج 2 ، ص 90 - 91 .