ساير امويان ، از مدينه بيرون كردند و يزيد را آشكارا لعن كردند و گفتند كسىكه قاتل اولاد پيامبر ( ص ) و ناكح محارم و تارك نماز و شارب خمر باشد ، لياقت خلافت ندارد .
پس از آن با عبد اللّه بن حنظلة ( غسيل الملائكة ) ، بيعت كردند . چون خبر به يزيد رسيد « مسلم بن عقبه » كه بعدا او را مسرف و مجرم نام دادند ، به دفع مدينه فرستاد . لشكر شام به حرّهى واقم رسيد و در آنجا اهالى مدينه شكست خوردند و پناه به حرم پيامبر بردند .
لشكر شام با جسارت تمام داخل حرم نبوى شدند و آنقدر از مردم را بكشتند تا حرم پر از خون شد . بسيارى از مهاجران و انصار و بعضى از اولاد ابى طالب به شهادت رسيدند .
تعداد كشتهشدگان سرشناس را چهار هزار نوشتهاند . پس از آن ، مسلم به اعراض و اموال مردم ، دست دراز كرد و بارديگر امويان ، جنايتى در تاريخ انجام دادند كه زمين بلرزيد .
مسلم ، سپس از همه با شرط بندگى يزيد بيعت گرفت و هركه ابا كرد او را بكشت .
مدائنى روايت كرده كه بعد از واقعهى حرّه ، هزار زن بىشوهر ، فرزند زنا متولد كرده و آنها را « اولاد الحرّه » مىگفتند . قرمانى در اخبار الدّول آورده است كه در اين واقعه ، با هزار دختر باكره زنا كردند . اين واقعه را سنّى و شيعه در كتب خود آوردهاند .
( ر . ك : تتمّة المنتهى ) .
157 - مروان بن حكم
مروان بن حكم بن ابى العاص بن اميّه ، معروف به ابن الطّريد ( پسر رانده شده ) و ملقّب به وزغ ( چلپاسه ) و مشهور به خيط باطل به جهت بلندى قد و اضطراب قامت . وى نسبت به خدا و رسول از دشمنترين مردم بود . پدرش حكم ، عموى عثمان بود . پيامبر او را با جماعتى از خانوادهاش به طائف تبعيد كرد . مادر حكم ، زرقاء بنت موهب است كه به نقل تاريخ ابن اثير از « ذوات الأعلام » و مشهور به زنا بوده است . وى در ايّام عثمان از تبعيد برگشت و فتنهها ايجاد كرد تا باعث قتل عثمان شد . اهل سنّت نامهى ممهور به مهر عثمان را بر قتل محمّد بن ابى بكر ، به دو نسبت دهند . مروان پسرش در جنگ جمل با عايشه بود و با تيرى طلحه را بكشت . بعد از فتح ، اسير شد و امام على ( ع ) او رها كرد .
بعد از واقعهى جمل ، به معاويه پيوست ، و حكومت مدينه يافت . مروان پس از مرگ