تحريك مىكرده است . سپس داستان معروف مناظرهى او با عبد اللّه بن مصعب را در حضور هارون نقل مىكند . در مقاتل الطالبيّين ، اين داستان ( يعنى مناظره ) به يحيى بن عبد اللّه ، برادر او نسبت داده شده است كه ما در شرححال او پيشتر آورديم . مطابق نقل مسعودى ، وى به سبب سوگند دروغى كه خورد و به دروغ ، امرى را به يحيى نسبت داد ، پس از سه روز به وضع فجيعى بمرد و قبر ، او را فروبرد .
( ر . ك : الفهرست . مروج الذّهب ، مسعودى . تاريخ الطّبري . تاريخ يعقوبى . مقاتل الطالبيّين ) .
121 - وهب بن وهب بخترى
وهب بن وهب ، ابو البخترى ، قرشى مدنى از امام صادق ( ع ) روايت كرده است . كذّاب است و احاديث دروغ او با رشيد ، معروف است . قاضى عامه بود و احاديثى كه از امام صادق ( ع ) نقل كرده است ، در مورد وثوق نيست . فهرست شيخ از قول فضل بن شاذان ، ابو البخترى را اكذب مردم دانسته است .
( ر . ك : جامع الرّواة ، مقدّس اردبيلى ) .
122 - عبد الملك بن قريب أصمعى
از علماى لغت عرب ( 122 - 213 ) و از شاگردان ابو عمرو بن علاء بود . علماى لغت كه پس از اين سه تن آمدند ، قسمت عمدهى اطّلاعات خود را در لغت و شعر عرب ، از آنان گرفتهاند . اصمعى با مردم قبايل ، براى اطّلاع از لغات و لهجات آنها معاشرت مىكرد . در بغداد مدّتى ، نديم هارون الرشيد بود . پس از مرگ او به بصره برگشت و به قولى در بصره يا مرو ، وفات يافت . در تاريخ وفاتش اختلاف هست . از آثارش كتاب الخيل ، كتاب الإبل ، كتاب الوحوش ، كتاب خلق الإنسان ، و مجموعهى شعرى الأصمعيّات است .
( ر . ك : دايرة المعارف فارسى ) .
124 - بكّار بن عبد اللّه زبيرى
بكّار بن عبد اللّه بن مصعب بن ثابت بن عبد اللّه بن زبير ، يكى از راويان و نسبشناسان