العتبات المقدّسة ) .
54 - عبيد اللّه بن زياد
فرماندار اموى ، والى خراسان و عراق ، پسر زياد بن ابيه يا بهتر بگوييم ، پسر مرجانه . وى همان زنازادهاى است كه حضرت على بن ابى طالب ( ع ) براى ميثم تمّار به او اشاره مىكنند و مىفرمايند :
اى ميثم ! ترا آن مرد زشتخوى و قسيّ القلب پسر كنيز زناكار ، يعنى عبيد اللّه بن زياد خواهد گرفت .
در سال 54 هجرى قمرى به سن 25 سالگى ولايت خراسان يافت و پس از آن فرماندار بصره شد . وى در سركوبى فتنهى خوارج اهتمام فراوان به كار برد . در سال 60 هجرى از جانب يزيد بن معاويه ، فرماندار كوفه شد و مسلم بن عقيل را به شهادت رساند . از جانب يزيد براى جنگ با امام حسين ( ع ) مأمور شد و پسر سعد ابى وقّاص را فرماندهى آن كرد .
بعد از مرگ يزيد ، از كوفه گريخت و به شام رفت و اينبار خود را در خدمت مروانيان ( فرزندان چلپاسه ) نهاد ، و مأمور سركوبى قيام توّابون شد . سرانجام در سال 67 هجرى قمرى از مختار شكست خورد و به دست ابراهيم بن مالك اشتر به هلاكت رسيد .
سراقهى باهلى در شعرى گفته است :
لعن اللّه حيث حلّ زياد * و ابنه و العجوز ذات البعول
خدا لعنت كند آن مكان - يا زمانى - كه زياد را در خود جاى داد . و لعنت خدا بر ابن زياد و آن زنىكه در يك زمان چند شوهر داشت ! عمر بن عبد العزيز گويد :
اگر من از قاتلان حسين بن على ( ع ) بودم و بعد از آن فرضا مشمول رحمت خداوندى شده و به بهشتم مىبرد ، بازهم از حضرت پيامبر ( ص ) خجالت كشيده و داخل نمىشدم .
( ر . ك : الكنى و الألقاب . ريحانة الادب . دايرة المعارف فارسى ) .
55 - سليمان بن صرد خزاعى
وى از نيكان صحابه بود و در جنگ صفّين با على عليه السّلام همراه بود ، حوشب