سپاس خدا را كه شهادت ما را به دست بدترين خلق خود قرار داده است .
( ر . ك : طبرى . سرمايهى سخن ) .
51 - حنظلة بن اسعد شبامى
وى از وجوه شيعه ، شجاعان ، فصحاء و ياران با وفاى امام حسين ( ع ) در كربلاست . او را به جهت نسبتش به شبام ( مكانى در شام ) شبامى گويند ، و بنو شبام ، بطنى از قبيلهى همداناند .
طبرى گويد : حنظلة بن اسعد شبامى ، پيش روى امام ايستاد و فرياد كرد : اى قوم به راستى من بر شما از عذابى چونان روز احزاب مىترسم . همانند عذابهايى كه بر قوم نوح و عاد و ثمود و جز آنها رسيد ، و خدا ستمى براى بندگان نخواهد . اى قوم من بر شما از روز قيامت بيم دارم . روزى كه از سعادت ، نااميد شويد و به سوى عذاب خدا روى آريد و شما را پناهى نباشد . آنكس را كه خدا گمراه كند ، راهى به سعادت نخواهد برد . اى مردم ، مبادا حسين ( ع ) را بكشيد و خدا شما را به عذاب خود هلاك گرداند و آن كه دروغ گويد ، زيان خواهد برد .
حضرت به او فرمود : اى پسر اسعد ، خدا ترا رحمت كند ، آنگاه كه اين مردم دعوت ترا رد كردند و تو و اصحابت را مورد حمله قرار دادند ، شايستهى عذاب خدا گشتند . آنگاه ، حنظله از امام اجازه خواست تا به ميدان رود و امام فرمود : برو بهسوى آنچه از دنيا و آنچه در آنست ، بهتر است و در آن جاويد خواهى بود . آنگاه حنظله با سلام بر امام و اهل بيت امام ( ع ) ، عازم ميدان شد و شمشير زد تا به شهادت رسيد .
( ر . ك : طبرى ، سرمايهى سخن ) .
52 - عابس بن ابى شبيب شاكرى همدانى
عابس ، از رجال شيعه ، رئيس ، شجاع ، خطيب ، عابد و متهجّد بود . سخن او با مسلم بن عقيل در وقت ورود به كوفه معروف است . طبرى گويد كه :
مسلم نامهاى به حضرت امام حسين ( ع ) نوشت - و اين بعد از بيعت كوفيان با او بود - و