عبّاسيان ، تظاهرات كردند . پس از او ، ياران و همرزمانش ، همه اسير و زندانى شدند .
سرانجام همهى آنها را به دستور مستعين آزاد كردند . تنها ، اسحاق بن جناح ، رئيس عمليات نظامى يحيى در زندان ماند تا درگذشت و پس از مرگ ، او را در پارچهاى پيچيدند و ديوارى بر سرش فرود آوردند .
در ميان كسانىكه از قيام يحيى پشتيبانى كرده بودند ، فقها و محدّثان بسيارى ديده مىشدند كه از جملهى آنها ابو محمّد عبد اللّه بن زيدان بجلى است كه با يحيى خروج كرد و از سواران با نامونشان يحيى بود . او محدّثى بزرگوار و باتقوى و فضيلت بود .
يحيى مردى شجاع ، سوارى جنگجو ، نيرومند و پردل بود . گفتهاند : شعرا ، در رثاى هيچ يك از مقتولان دوران بنى عبّاس ، به اندازهى يحيى شعر نگفتهاند . 17
جيميّهى ابن رومى ، در شهادت يحيى علوى
قصيدهى جيميّه 110 بيت است ، كه در « مقاتل الطّالبيين » آمده است . ما خوانندگان را براى متن قصيده به آن كتاب ارجاع مىدهيم و در اينجا پس از آوردن بيت مطلع ، ترجمهى 78 بيت از قصيده را ، با تصرّف ، از كتاب « مقاتل الطّالبيين » ترجمهى نويسندهى محترم ، سيّد هاشم رسولى محلاتى ، نقل مىكنيم ، به اين بهانه كه از زحمات او در ترجمهى اين كتاب ارزشمند ياد كنيم . در صفحات گذشته ، 7 بيت از اين قصيده ، ذكر شد .
ترجمهى قصيدهى جيميّه :
أمامك فانظر أيّ نهجيك تنهج * طريقان شتّى : مستقيم و أعوج
1 - در پيش روى تو دو راه است ، راه راست و راه كج ، اكنون بنگر تا به كدامين راه مىروى !
2 - هان اى مردم ! به راستى كه زيان رساندن شما به خاندان پيامبر ( ص ) افزون شد ، پس بترسيد و بيمناك باشيد .
3 - آيا در هرزمان بايد يكى از فرزندان پيامبر خدا محمّد ( ص ) كشته شود ، و در خون خود آغشته گردد ؟ !