بخش دوم : ابعاد علمى ، هنرى ، صنعتى و بازرگانى تمدن اسلامى
فصل اول : دانش در تمدن اسلامى
قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَايَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبَابِ . ( زمر : 9 )
بگو آيا آنان كه مىدانند با آنان كه نمىدانند برابرند ؟ به راستى كه تنها خردمندان پند مىپذيرند .
نقل است كه روزى رسول خدا ( ص ) به مسجد درآمد و با دو دسته از يارانش رو به رو گرديد :
يك گروه سرگرم گفت و گوى علمى و فراگيرى دانش بودند و گروه ديگر سرگرم راز و نياز و انجام نيايش . پرسيدند : از اين دو گروه كدام بهتر است ؟ فرمود : « اين گروه خداى را مىخوانند و اما آن گروه ديگر دانش مىآموزند و نادان را آگاه مىسازند ، اينان بهترند . من براى تعليم فرستاده شدهام . » سپس خود در حلقهء علمآموزان نشست . « 1 »
اين رويكرد احترامآميز به دانش از سوى پيامبر ( ص ) چنان شوقبرانگيز و وجدآفرين بود كه بر ژرفاى جان مؤمنان تأثير مىنهاد و آنان را به انگيزش درمىآورد تا طلب علم را سرلوحهء برنامهء زندگى خويش گردانند و چونان وظيفهاى دينى به آن اهتمام ورزند . اين سخنان رسول خدا ( ص ) كه : « طلب علم بر هر مسلمانى واجب است » ، و « دانش را بجوييد ، اگرچه در چين باشد » ، « 2 » مسلمانان را بر آن مىداشت تا در جست و جوى علم و دانش به سوى كانونهاى علمى جهان بار سفر بندند و هرگونه رنجى را در اين راه بر خود هموار سازند و از جان مايه بگذارند .
هامش
( 1 ) . منية المريد ، شهيد ثانى ، ص 106
( 2 ) . حكيم ناصرخسرو قباديانى مضمون اين سخن پيامبر ( ص ) را به نظم درآورده گويد :هيچ شنيدى كه چه گفتت رسول * بار خداى و شرف المرسلين
گفت « ببايد جستن علم را * گر نبود جايگهش جز به چين »ديوان ناصرخسرو ، به تصحيح مجتبى مينوى ، مهدى محقق ، ص 457