كه از يك سو مركز شهر را به راههاى ناحيهاى و از سوى ديگر بناها و تأسيسات شهرى را در مجموعهاى بسته و يكپارچه در كنار هم مطرح مىساخت ؛ و از اين رو بايد آن را ستون فقرات شهرهاى اسلامى ناميد . « 1 »
بازارها و كاروانسراهاى بين شهرى نيز در شكلگيرى شهرها اثرگذار بودهاند . چنانكه بسيارى از سكونتگاههاى كوچك روستايى واقع در كنار راههاى اصلى تجارى ، با شكلگيرى بازار ، به شهر تبديل مىشد ؛ و بسيارى از شهرهاى بزرگ و كوچك در كنار همين بازارها تشكيل شدهاند . « 2 »
بازارهاى سرزمينهاى اسلامى - از مراكش تا افغانستان و از تركمنستان تا يمن - را مىتوان از لحاظ الگو و عملكرد به چند گروه طبقهبندى كرد :
الف : بازارهاى خطى ، متشكل از يك كوچه - بازار ممتد و منفرد ، مثل بازار تهران .
ب : بازارهاى پهنهاى ( صفحهاى ) متشكل از مجموعهاى بزرگ و بسته از كوچه بازارهاى موازى كه مجموعهء سراها و خانها را در ميان مىگرفتند ، مانند بازار تبريز .
ج : بازارهاى مركزى تك فروشى كه با عملكرد خردهفروشى ، از مجموعهاى متراكم و نسبتاً بزرگ از سراها و كوچهها تشكيل مىشد ، مانند بازار استانبول .
د : بازارهاى متقاطع كه از دو بازار خطى كه يكديگر را قطع مىكردند تشكيل مىشدند ، مانند بازار هرات .
ه : بازارچههايى كه مختص تأمين نيازهاى روزمرهء ساكنان محلههاى معين شهرى به شمار مىرفتند .
و : بازارهاى حاشيهء شهر يا بازارگاهها كه معمولًا به شكل خطى در حاشيهء شهرها بر پا مىشدند و مختص كالاها و توليدات روستائيان بود . نمونهء اين گونه بازارها از جمله در بغداد و يا دمشق مشاهده مىشوند .
ز : بازارگاههاى زيارتى ، براى مثال در قم و مشهد .
ح : بازارهاى صنايع دستى ، كه نمونههاى آن از جمله در تركيه و مراكش ديده مىشود . « 3 »
هامش
( 1 ) . ر . ك . دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، مقالهء بازار
( 2 ) . همان
( 3 ) . همان