مقدمه
تمدن اسلامى كه دست كم از پايان فتوح مسلمانان تا ظهور مغول ، سرزمينهاى اسلامى را از نظر انضباط اخلاقى ، برترى سطح زندگى ، اجتناب از تعصب و گسترش علم و ادب ، قرنها در رأس دنياى متمدن قرار داد ، بى ترديد دورهاى درخشان از تمدن انسانى است .
اروپاييان پس از شكست در جنگهاى صليبى از تمدن كشورهاى اسلامى تأثيرات عميقى پذيرفتند كه پس از چندى موجد رنسانس در اروپا گرديد . آندلس ( اسپانيا ) در قرون وسطى پلى براى انتقال علوم و فرهنگ اسلام به اروپا بهشمار مىرفت . اين دولت اسلامى كه با فرهنگترين و آبادترين سرزمين غرب بود ، نزديك به نُه قرن در جنوب غربى اروپا حكومت كرد و در اين مدت ، فرهنگ و تمدن شكوفايى پديد آورد ، آنگونه كه مسلمانان در رشتههاى مختلف بهويژه پزشكى ، سرآمد جهانيان گرديدند .
قرن چهارم هجرى را بهحق مىتوان اوج اعتلاى علوم بهويژه علم پزشكى ، و از درخشانترين ادوار تمدن اسلامى دانست . محمدبن زكرياى رازى و ابوعلىسينا - از بزرگترين پزشكان دنياى قديم - در آغاز و پايان اين قرن برخاستهاند .
آموزش و پژوهش علوم پزشكى و گياهى و شيوههاى درمان و مديريت بيمارستانها كه از جندى شاپور به مراكز پزشكى سرزمينهاى اسلامى انتقال يافته بود ، بعدها از راههايى چون ترجمهء آثار بزرگان و دانشمندان ايرانى ، جنگهاى صليبى و سفرهاى مسلمانان ، به اروپاى مسيحى راه يافت و بدينترتيب ، مراكز طبى در اروپا بهوجود آمد .