درطى چند قرن ، نهال تمدن اسلامى باليد و در عرصههاى گوناگون ، رشدى متناسب و همگون يافت ؛ بهگونهاىكه نهتنها جامعه بشرى همعصر خود را متأثر ساخت ، بلكه چراغ روشنى براى غرب و شرق گرديد تا بدينرو راه خود را بازشناسند .
در اين فصل بهشكلى گذرا به جلوههايى چند از فرهنگ و تمدن اسلامى خواهيم پرداخت تا تأثير آموزههاى اصيل نبوى و اهلبيت مكرم او را دريابيم .
طبقهبندى علوم
طبقهبندى علوم اسلامى مبتنى بر سلسله مراتبى است كه قرنها قالب و زمينه دستگاه تعليم و تربيت را در ميان مسلمانان فراهم نموده است . « 1 »
مسلمين از سدههاى آغازين و بلكه از دهههاى نخست ، با دستهبندى معلومات و تأليفات خويش علوم را از يكديگر جدا ساختند و سنت تخصصى و انشعاب در علم را با بنيانى استوار پىافكندند . « 2 »
كوشش مسلمانان براى طبقهبندى علم ، از قرن سوم هجرى با كار كِندى آغاز شد . يكى از قديمىترين و مؤثرترين طبقهبندىها نيز از حكيم ابونصر فارابى است . او كتاب احصاءالعلوم را نوشت كه بعدها بهدست جرارد كرمونايى به لاتين ترجمه شد . « 3 » طبقهبندى
هامش
( 1 ) . سيد حسين نصر ، علم و تمدن در اسلام ، ص 45 .
( 2 ) . بنگريد به : محمدرضا حكيمى ، دانش مسلمين ، ص 83 - 81 .
( 3 ) . اين ترجمه در مغرب زمين بهDescientiis، معروف است .