بدينترتيب ، روايات تفسيرى بسيارى از پيامبر و ائمه معصومين ( عليهم السلام ) نقل شد . « 1 » مسلمانان در نگاهدارى قرآن بسيار كوشيدند و آن را به همانگونهاى كه نازل شده بود ، به نسلهاى بعد سپردند ؛ چنان كه ابوذر ، صحابى راستگوى پيامبر ( ص ) به خاطر كمكردن يك واو از قرآن بهشدت با معاويه درافتاد و همچنين به دليل تفسير انحرافى آيات قرآن از سوى كعب الأحبار ( يهودى تازه مسلمانشده ) ، در مجلس خليفه بر سر او كوبيد و تحريف كلام خدا را فرياد زد . « 2 »
با گسترش جامعه اسلامى ، كتابهاى تفسيرى بسيارى نيز نگاشته شد كه برخى از آنها مفصل است . براى مثال ، شعرانى در كتاب المنن خود تفسيرى را كه در يكهزار جلد نگاشته شده ، نام برده است . فيلسوف مشهور ارنست رنان نيز به مدركى دست يافته ، مبنى بر اينكه در يكى از كتابخانههاى اسلامى اندلس - كه مسيحيان آن را آتش زدهاند - تفسيرى در سيصد جلد وجود داشته است . « 3 »
نخستين كسى كه تفسير قرآن را تدوين نمود ، امامعلى ( ع ) است . « كتاب على » مجموعهاى بود كه در آن آيات قرآن به ترتيب نزول مرتب شده ، افزون بر شأن نزول آيات ، ناسخ و منسوخ ، مجمل و مبين و محكم و متشابهها نيز مطابق نظر رسولاكرم ( ص ) در آن آمده بود . توجه به تأويلات و تفسير آيات از ديگر ويژگىهاى اين اثر بود .
اخبار ، حاكى از آن است كه پس از اعلام عدمنياز به اين كتاب از سوى ابوبكر و حاضران در مسجد ، فقط اهلبيت پيامبر ( ص ) به آن دسترسى داشتند . پس از امامعلى ( ع ) ، ابنعباس شاگرد ايشان با توجه به آموختههاى خود به تدوين تفسير پرداخت . تفسير او به ترجمانالقرآن معروف است . « 4 »
با گذشت زمان ، تفسيرهاى بسيارى نوشته شد كه ازجمله آنها تفسير حسن بصرى ( 116 ق ) و تفسير فرّاء نحوى است كه معانى القرآن نام دارد . « 5 »
هامش
( 1 ) . سيد محمدحسين طباطبايى ، قرآن و اسلام ، ص 54 .
( 2 ) . عبدالحسين امينى ، الغدير ، ج 8 ، ص 295 .
( 3 ) . محمدتقى شريعتى مزينانى ، تفسير نوين ، ص 121 .
( 4 ) . ابوعبدالله زنجانى ، تاريخ القرآن ، ص 83 .
( 5 ) . اسحاق بن محمد بن نديم ، الفهرست ، ص 99 .