برخى نويسندگان براى اثبات درسناخواندگى پيامبر به واژهء اميين در قرآن استناد نمودهاند ؛ حال آنكه پيشتر گفتيم واژه اميين كمترين ارتباطى با اين معنا ندارد ، زيرا امى و اميين تنها بهمعناى غيراسرائيلى بودن پيامبر و همهء ملت عرب است .
آرى ، اگر عبدالمطلب زنده بود ، همانگونه كه براى فرزندش - طبق رسم اشراف - دايه گرفت ، پيامبر را نيز به مكتب مىفرستاد ، ولى وفات آن بزرگوار و فقر مالى ابوطالب سبب شد كه آن حضرت از اين حيث بىبهره مانَد . اما على ( ع ) و جعفر ( ع ) كه اولى در دامن پيامبر ( ص ) و ديگرى در كفالت عباس عموى پيامبر قرار داشت ، از نعمت سواد برخوردار بودند .
قدرت روحى و شجاعت كمنظير پيامبر ( ص )
پيامبراكرم از يقين و ايمانى سترگ برخوردار بود ؛ آنگونه كه در درگيرى با دشمنان - چه پيش از بعثت و چه پس از آن - هيچگاه دچار كمترين هراسى نشد . او در جنگهاى پس از هجرت هماره پيشتاز بود و همين خود در پيروزىهاى حضرت نقش اساسى داشت . على ( ع ) در وصف شجاعت پيامبر ( ص ) مىگويد :
پيوسته در بحبوحه جنگ به رسولخدا پناه مىگرفتيم و هيچ فردى از او نزديكتر به دشمن نبود . « 1 »
شهامت و متانت روحى پيامبر ( ص ) به او اجازه مىداد در سنينى كه ديگر فرزندان قريش به خود اجازه نمىدادند در امور مهم دخالت كنند ، به كارهاى مهم اجتماعى و سياسى بپردازد و در همه مشكلات ، بزرگان قوم خويش را يارى دهد و البته آنان نيز با كمال ميل پذيراى او بودند ؛ چنانكه در جريان جنگ فجار و پيمان حلفالفضول و نصب حجرالاسود ، به گوشههايى از اين حضور فعال روبهرو هستيم .
حلفالفضول ، نخستين لايحهء جهانى حقوق بشر
يكى از حوادث پيش از بعثت كه پيامبر در دوران جوانى خويش بدان مباهات مىنمود و پس
هامش
( 1 ) . سيد رضى ، نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، ش 9 .