مورخ بزرگ معاصر ، حسن ابراهيم حسن مىنويسد :
خداوند پيش از بعثت و پس از آن پيامبر خويش را از آلودگى به گناه مصون داشت . تورات و انجيل ، ظهور محمد را بشارت داده و راهبان و كاهنان نيز از نزديكى بعثت وى خبر مىدادند . اينگونه گفتگوها چندان شيوع يافته بود كه برخى از عرب فرزند خود را محمد مىناميدند تا شايد خلعت پيامبرى بر اندام آنها راست شود . « 1 »
درسنياموختگى پيامبر ( ص )
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت * به غمزه مسئلهآموز صد مدرس شد « 2 »
در اينكه پيامبر ( ص ) درس نخوانده و تعليمات خويش را از كتاب يا استادى فرانگرفته بود ، ترديدى نيست ؛ چنانكه قرآنكريم نيز در آياتى بدان تصريح نموده :
وَ كذَلِك أَوْحَينَا إِلَيك رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كنْتَ تَدْرِى مَا الْكتَابُ وَ لا الإيمَانُ وَ لَكنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِى بهِ مَنْ نَشَاءُ . . . . « 3 »
وَ مَا كنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كتَابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بيمِينك إِذًا لارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ . « 4 »
ارادهء الهى بدان تعلق گرفته بود كه انسانى درسناخوانده به پيامبرى مبعوث گردد تا اصالت وحى در تعاليم وى خدشهپذير نباشد ؛ همانگونه كه قرآن نيز درباره شاعر نبودن آن حضرت مىفرمايد :
وَ مَا عَلَّمْنَاهُ الشّعْرَ وَ مَا ينْبَغِى لَهُ إِنْ هُوَ إِلا ذِكرٌ وَ قُرْآنٌ مُبينٌ . « 5 »
هامش
( 1 ) . حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 1 ، ص 71 .
( 2 ) . حافظ ، غزليات .
( 3 ) . شورى ( 42 ) : 52 .
( 4 ) . عنكبوت ( 29 ) : 48 .
( 5 ) . يس ( 36 ) : 69 .