قالَ إِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إماماً . « 1 » خداوند [ به حضرت ابراهيم عليه السلام ] فرمود : همانا من تو را پيشوا و امام مردم قرار مىدهم .
فَقاتِلُوا أئِمَّةَ الْكُفْرِ . « 2 » پس با پيشوايان كفر پيكار كنيد .
بنابراين كلمه پيشوا و امام به خودى خود مقدس نيست ؛ يعنى كسى كه پيشرو است و عدهاى نيز پيرو اويند ، اعم از اينكه آن پيشوا عادل و راهيافته و درسترو باشد ، يا باطل و گمراه . « 3 » اما امامت چنانكه متكلمان بيان كردهاند بدين معناست :
منصب الهى جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله و راهبرى دينى و دنيوى امت اسلامى است و امام انسانى معصوم و برخوردار از علوم خدادادى است كه از سوى خدا و پيامبرش به اين مقام برگزيده و به مردم معرفى مىشود تا پس از پيامبر صلى الله عليه و آله عهدهدار تداوم وظايف او [ بهجز مسئوليت دريافت و ابلاغ وحى ] گردد . « 4 » امامت بدين معنا داراى شئون و مراتب مختلفى است : مرجعيت دينى ، رهبرى اجتماعى و سياسى جامعه ، و ولايت .
شئون و مراتب امامت
1 . مرجعيت دينى
پيامبر دريافتكننده و مبلّغ وحى ، مفسّر آيات قرآن و مبيّن دين اسلام بود . وصى پيامبر و جانشين او ، يعنى امام با تربيت پيامبر و با عنايت خداوند - در حالى كه از خطا و اشتباه مصون است - اين شأن پيامبر را پس از او ادامه مىدهد ، بىآنكه از جانب خدا وحى دريافت كند . از اينرو ، همه شئون و مقام تبليغ ، تفسير و تبيين دين بهجز دريافت وحى را كه پيامبر دارا بود ، امام نيز برخوردار است . مطابق اين حيثيت ، امام بهعنوان رهبر دينى جامعه و حافظ گوهر دين و مفسّر آن به عنايت حق است . اين مقام و شأن امام است كه عصمت و علم خاص او را ضرورى مىسازد . « 5 »
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 124 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) : 12 .
( 3 ) . مرتضى مطهرى ، امامت و رهبرى ، ص 46 .
( 4 ) . بنگريد به : عضدالدين عبدالرحمن ايجى ، شرح المواقف ، تحقيق سيد شريف جرجانى ، ج 8 ، ص 345 ؛ لاهيجى ، سرمايه ايمان ، ص 107 .
( 5 ) . بنگريد به : مرتضى مطهرى ، امامت و رهبرى ، ص 54 - 51 .