قبول نكند كه امام بايد از طرف خدا تعيين شده باشد ؛ همينطور كه در نبوت هيچگاه نمىگويند مردم بنشينند و نبى انتخاب كنند . قهراً در مورد امام در آن سطحى كه شيعه مىگويد نيز جاى اين حرف نيست كه مردم بنشينند و چنان شخصى را انتخاب كنند . « 1 » شهيد مطهرى در بيانى ديگر ، مىگويد :
ما هرگز نبايد چنين اشتباهى را مرتكب شويم كه تا مسئله امامت در شيعه مطرح شد ، بگوييم يعنى مسئله حكومت ، كه در نتيجه مسئله به شكل خيلى سادهاى باشد و اين فروعى كه برايش پيدا شده است ، پيدا شود و بگوييم حالا كه فقط مسئله حكومت و اينكه چه كسى حاكم باشد ، مطرح است . آيا آن كسى كه مىخواهد حاكم باشد ، حتماً بايد از همه افضل باشد يا نه ؟ ممكن است كسى كه حاكم مىشود ، افضل نسبى باشد نه افضل واقعى ؛ يعنى از نظر سياستمدارى و اداره امور لايقتر از ديگران باشد ، ولو اينكه از جنبههاى ديگر خيلى پستتر است ، مدير و سياستمدار خوبى باشد و خائن نباشد .
آيا معصوم هم باشد يا نه ؟ چه لزومى دارد ؟ . . . يك افضليت نسبى كافى است . اين تابع اين است كه ما اين مسئله را فقط در سطح حكومت و كوچك گرفتيم ، و اين اشتباه بزرگى است . . . امروز اين اشتباه خيلى تكرار مىشود . تا مىگويند امامت ، متوجه مسئله حكومت مىشوند ؛ در حالى كه مسئله حكومت از فروع و يكى از شاخههاى طبيعى كوچك مسئله امامت است و اين دو را نبايد با يكديگر مخلوط كرد . « 2 » بنابراين بايد به نظريه امامت الهى در انديشه شيعه به دقت نگريست و آن را از ساير معانى و مفاهيم نزديكِ ديگر بازشناخت .
تعريف امامت
واژه « امام » در زبان عربى معانى گوناگونى دارد كه از آن جمله « پيشوا » و « رهبر » است . در پارهاى از آيات قرآنكريم اين معنا بهكار رفته است .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 178 .
( 2 ) . همان ، ص 71 .