اصول و سيره حكومتى امام على عليه السلام
امام على عليه السلام مدتى كوتاه و آن هم در اوضاعى بس بحرانى و آشوبزده بر قلمرو سرزمين بزرگ اسلامى حاكميت يافت ، اما با همه ويرانىها ، نابسامانىها ، تبعيضها و بدعتهايى كه ميراثدار آن بود ، سيمايى از حكومت و رفتار اسلامى ترسيم كرد كه براى هميشه حيات سياسى و اجتماعى جامعه بشرى را رهگشا خواهد بود .
او در اوج ديندارى و منش زاهدانه و عارفانه خويش در امور سياسى و اداره امور جامعه نيز سياستى خردورزانه و انسانى پيشه كرد ؛ سياستى درهمآميخته با اخلاق و انسانيت كه براى هميشه تنها راه سلامت سياستورزى در اين مسير است .
اين سياست و سيره از سر اضطرار يا براى جلب افكار عمومى و يا بنا بر اقتضائات زمانه ( يا همان سياست پوپوليستى ) نبود ، بلكه مبتنى بر اصولى بنيادين بود كه در ژرفاى معارف و آموزههاى قرآنى و وحيانى ريشه داشت ؛ اصولى كه حضرت سخت بدان متعهد بود و به هيچ روى حاضر نبود آنها را كنار نهد ، چه آن هنگام كه پس از كشته شدن عثمان بهشدت با اقبال عمومى روبهرو بود و چه آن هنگام كه سختْ مورد هجوم تبليغى ، نظامى و فكرى پيمانشكنان ، متجاوزان و متحجران قرار داشت . از اين رو ، وى در مقام امام و رهبر دينى هرگز از جايگاه والاى امام جامعه - كه راهبر ، حافظ و مفسّر دين و مبشّر اخلاق و معنويت و حكمت و رأفت است - آنى غافل نمىماند .
مهمترين اصولى كه ايشان سرسختانه بدانها پايبند بود ، بدين شرح است :
1 . خدامحورى و دينباورى
زيرساخت فعاليت ، برنامه ، حركت ، تصميمات و زواياى نگاه حضرت چيزى جز خدا نيست . همه وجود امام على عليه السلام سرشار از ياد خدا و محبت و عشق به او بود و اين نه تنها در اخلاقيات و آداب فردى جلوهگر بود ، بلكه همهء احوال وى را در بر مىگرفت . در حكومت و تعامل اجتماعى و فردى نيز تنها براى خدا مىكوشيد كه تعيينكننده و جهتدهنده مسير و اراده او بود . حضرت همگان را همواره به ياد و نام و آيين خداوندى توصيه مىنمود :
شما را سفارش مىكنم به ترسيدن از خدا و اينكه دنيا را مخواهيد ، هرچند دنيا پىِ شما آيد . . . .
شما و همه فرزندانم و كسانم و آن را كه نامه من به دو رسد ، سفارش مىكنم به ترس از