تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
معقّب النعلين . ( 3705 ) 11 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن محمّد بن يحيى ، عن غياث بن إبراهيم ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : كان أبي يطيل ذوائب نعليه . ( 3706 ) 14 - عدّة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمّد ، عن ابن محبوب ، عن يعقوب السّراج قال : كنّا نمشي مع أبي عبد اللّه عليه السّلام و هو يريد أن يعزّي ذا قرابة له بمولودله . فانقطع شسع نعل أبي عبد اللّه عليه السّلام فتناول نعله من رجله ثمّ مشى حافيا فنظر إليه ابن أبي يعفور فخلع نعل نفسه من رجله و خلع الشسع منها و ناوله أبا عبد اللّه عليه السّلام فأعرض عنه كهيئة المغضب . ثمّ أبى أن يقبله . ثمّ قال : ألا إنّ
شرح
بالا نكشيده باشد ، از او نفرت مىكنم . * ( 3705 ) * 11 - ابو عبد اللّه صادق ( ع ) گفت : پدرم ابو جعفر باقر جلو نعلين را با يك زبانهء دراز مجهز مىكرد . توجه : رسول خدا فرمود تا چرم نعلين درازتر از قد پاها بريده شود ، سپس يك قسمت آن‌را از عقب پا به طرف بالا خم بدهند و با يك تسمهء چرمى به ساق پا ببندند ، و قسمت اضافى ديگر را از جلو پا به طرف بالا خم بدهند و روى انگشتها بكشند تا پاشنهء پا و نوك انگشتان از صدمهء سنگ و چوب در امان بماند . رسول خدا فرموده بود تا نعلين را به قوارهء پاها چپ و راست ببرند ، تا نعل چپ از نعل راست مشخص باشد . نعلين رسول خدا مانند چارق بود كه بايد تسمه‌هاى متعدد داشته باشد ، و لذا به آن تاسومه مىگفتند . * ( 3706 ) * 14 - ما به همراه ابو عبد اللّه صادق ( ع ) روان بوديم . ابو عبد اللّه به تسليت يكى از خويشان خود مىرفت كه نوزاد خود را از كف داده بود . در نيمه راه ، تسمهء نعلين آن حضرت گسيخت . ابو عبد اللّه هر دو نعل را از پاى مبارك درآورده به دست گرفت و پا برهنه روان شد . پسر ابى يعفور كه چنين ديد ، نعل خود را از پا درآورد و تسمهء آن‌را خارج نموده به ابو عبد اللّه صادق ( ع ) تقديم كرد . ابو عبد اللّه خيره به او نگريست و از گرفتن تسمه ابا ورزيد و گفت : آنكه