مملوك رجع ابنه مملوكا و الجارية . و إن لم يكن اشترط عليه ذلك أدّى ابنه ما بقي من مكاتبته و ورث ما بقي .
( 4028 ) 5 - عدّة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ، و محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن الحسن بن محبوب ، عن مالك بن عطيّة قال : سئل أبو عبد اللّه عليه السّلام عن رجل مكاتب مات و لم يؤدّ مكاتبته و ترك مالا و ولدا . قال : إن كان سيّده حين كاتبه اشترط عليه إن عجز عن نجم من نجومه فهو ردّ في الرقّ ، و كان قد عجز عن نجم ، فما ترك من شيء فهو لسيّده . و ابنه ردّ في الرقّ إن كان له ولد قبل المكاتبة . و إن كان كاتبه بعد و لم يشترط عليه فإن ابنه حرّ فيؤدّي عن أبيه ما بقي عليه ممّا ترك أبوه . و ليس لابنه شيء من الميراث حتّى يؤدّي ما عليه .
شرح
كرده باشد كه در صورت عجز و درماندگى به بردگى باز مىگردد ، فرزند او با كنيزش هر دو به ملك خواجهاش باز مىگردند و سند آزادى ابطال مىشود ؛ اما اگر چنين شرطى ننهاده باشند ، فرزندش مابقى سند را مىپردازد و ميراث پدر را صاحب مىشود .
توجه : به حديث شمارهء 3457 مراجعه شود .
* ( 4028 ) * 5 - به ابو عبد اللّه صادق ( ع ) گفتند : بردهاى با خواجهء خود سند آزادى امضا كرده و قبل از پرداخت وجهى مرحوم شده و اموالى از او به جا مانده است با يك فرزند ، تكليف آنان چيست ؟ ابو عبد اللّه گفت : اگر خواجه با او شرط نهاده باشد كه در صورت عجز و درماندگى ، حتى از پرداخت يك قسط ، به بردگى باز مىگردد و اين برده قسط خود را تأخير كرده باشد ، تمام اموال او به خواجهاش مىرسد و فرزند او ، اگر قبل از تنظيم سند به دنيا آمده باشد ، نيز به بردگى باز مىگردد ؛ و اگر سند آزادى بعد از ولادت فرزندش تنظيم شده باشد ولى شرط نكرده باشد كه در صورت عجز و درماندگى به بردگى باز گردد ، فرزندش آزاد است و از جانب پدر اقساط سند را يك جا از همين ميراث موجود مىپردازد ، و تا همهء اقساط را نپردازد حقى به ميراث پدر ندارد ؛ و اگر از پدرش مالى برجا