آوردى ، فورا بعد از نماز طواف ، لبّيك مىگوئى و احرام خود را تحكيم و استوار مىكنى .
ابو عبد اللَّه صادق ( ع ) گفت : فقيه كوفه سفيان ثورى آمد و گفت : چه باعث شده است كه به اصحابت مىگوئى به جعرانه بروند و از آنجا محرم شوند ؟ به او گفتم : جعرانه ميقاتى است كه رسول خدا مقرّر كرده است .
سفيان ثورى گفت : جعرانه چه نسبتى با ميقات رسول خدا دارد ؟ به او گفتم :
رسول خدا از جعرانه به عزم عمرهء مفرده احرام بست : آن روزى كه غنائم حنين را قسمت كرد و از محاصرهء طائف باز گشته بود . سفيان ثورى گفت : تو اين فتوى را از عبد اللَّه پسر خليفهء دوم گرفتهاى . اين فقط عبد اللَّه بن عمر بن خطّاب بود كه بعد از ديدن هلال ذيحجه احرام مىبست و فرياد مىزد : لبيك اللهم لبيك . . . من گفتم : مگر اعتبار و منزلت عبد اللَّه بن عمر پيش شما محرز نيست ؟ سفيان ثورى گفت : چرا . اما مگر ندانستهاى كه أصحاب رسول خدا فقط از مسجد الحرام لباس احرام پوشيدهاند و صدا به لبيك بركشيدهاند ؟ من گفتم : اصحاب رسول خدا به عزم حجّ تمتّع از مسجد الحرام صداى خود را به لبيك بركشيدند و چون حجّ خود را فسخ كرده و به عمرهء تمتع
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 300
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠٠