تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
( 1287 ) 20 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : مردى صالح و شايسته از وابستگان شما مىگفت : من مىخواهم براى نافلهء شب برخيزم ولى خوابم سنگين مىشود و تا صبح بيدار نمىشوم ، چه بسا يك ماه و دو ماه ، هر روز نافلهء شب را قضا مىكنم و بر ناگوارى آن صبر مىنمايم ، اگر روا باشد كه نافلهء شب را در اول شب بخوانم خوب است . ابو عبد الله گفت : اين مرد با خواب شب و قضاى روز ، همان چشم روشنى را دريافت مىكند كه ديگران با بيدارى و نماز شب دريافت مىكنند . و اجازه نداد كه نافلهء آخر شب را در اول شب بخواند . ابو عبد الله ( ع ) گفت : اگر نافلهء شب را فرداى آن روز قضا كند بهتر از آن است كه در اول شب نافلهء بىوقت بخواند . من گفتم : برخى از خانمها و دخترهاى جوان ما طاعت و عبادت را دوست دارند و به شب‌زنده‌دارى و نماز نافله حريص و مشتاقند ، اما خوابى سنگين بر آنان چيره مىشود كه بيدار نمىشوند و ناچار ، فرداى آن روز به قضاى نافله مىپردازند ، و چه بسا موفق نشوند ، اما در اول شب ، تاب و توان آن را دارند كه نافله‌ها را بخوانند و بعدا بخوابند . ابو عبد اللَّه اجازه فرمود
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 361 | الشيخ الكليني / محمد باقر بهبودى