شرح : رسول خدا ، على را در سمت راست خود به صف مىكرد و همسرش خديجه را پشت سر قرار مىداد و نماز جماعت مىخواندند . بعد از مدتى ابو طالب با فرزند ديگرش جعفر به صف آنان نگريست و به فرزندش جعفر گفت : بازوى چپ پسر عمويت محمد را كامل كن . جعفر به صف جماعت پيوست و در سمت چپ رسول خدا ايستاد . رسول خدا از ميان آن دو بيرون شد و تنها در صف مقدم ايستاد . و از آن جا سنّت شد كه يك مأموم مرد در سمت راست امام بايستد و يك مأموم زن در پشت سر امام بايستد و اگر مأموم دو نفر مرد و يا بيشتر باشند ، امام جماعت جلو بايستد و مردان در يك صف يا صفوف بعدى قرار بگيرند و اگر زنها به صف آنان ملحق شدند ، پشت سر مردان بايستند .
( 1135 ) 2 - يك نفر از قبيلهء جهينه ، خدمت رسول خدا آمد و گفت : اى رسول خدا . من با همسر و فرزندان و غلامان خدمتكارم به صحرا مىرويم . موقع نماز ، من أذان و إقامه مىگويم و با آنان نماز مىخوانم . آيا نماز ما ، نماز جماعت است ؟ رسول خدا گفت : آرى . آن مرد گفت : اى رسول خدا ، غلامان خدمتكار به مرتع مىروند و من با همسر و فرزندانم در محل مىمانيم . من اذان و اقامه مىگويم و با آنان نماز مىخوانم . آيا نماز ما ، نماز جماعت است ؟ رسول
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٨٢