تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
ميپوشانند . آنگاه وقتى به طرف جلو رفتم با رطبى روبرو شدم كه از كره نرم‌تر و از مشك خوشبوتر و از عسل شيرين‌تر بود ، من يك رطب را خوردم و آن رطب در پشت من مبدل به نطفه شد ، هنگامى كه به زمين نزول نمودم و با خديجهء كبرا همبستر شدم وى بفاطمهء زهراء حامله شد ، پس بنا بر اين فاطمهء اطهر حوريه‌اى است كه انسيه مىباشد ، هر گاه من مشتاق بهشت ميشوم فاطمه را ميبوسم . 6 - در تفسير على بن ابراهيم از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله خيلى فاطمهء زهراء را ميبوسيد ، عايشه راجع به اين موضوع برسول خدا اعتراض ميكرد ، پيغمبر اكرم فرمود : اى عايشه ! در آن شبى كه مرا به آسمان بردند و داخل بهشت شدم جبرئيل مرا نزديك درخت : طوبا برد و از ميوهء آن به من داد ، موقعى كه من از آن خوردم آن ميوه در پشت من مبدل به نطفه شد ، هنگامى كه به زمين آمدم و با خديجهء كبرا همبستر شدم وى بفاطمهء زهراء حامله شد ، لذا هيچ وقت من فاطمه را نميبوسم مگر اينكه بوى درخت : طوبا را از او ميبويم .

شكل و شمائل حضرت زهراء

7 - ابن شهر آشوب در كتاب : مناقب از انس بن مالك نقل مىكند كه گفت : من از مادرم در بارهء شكل و شمائل فاطمهء اطهر پرسش نمودم ، مادرم گفت : فاطمهء زهراء نظير ماه شب چهارده يا نظير آفتابى بود كه ابر روى آن را فرا گرفته و يا اينكه از زير ابر خارج شده باشد ، رنگ فاطمهء زهراء يكنوع سفيد لطيف و مخصوصى بود . جابر بن عبد اللَّه ميگويد : هر گاه من راه رفتن فاطمهء زهراء را مشاهده ميكردم به ياد پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله مىآمدم ، زيرا حضرت زهراء نيز در موقع راه رفتن گاهى به طرف راست و گاهى به طرف چپ متمايل ميشد .