تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
ميگويد : اين فرزند دختر است ، اين فرزند نسلى است طيّب و طاهر و مبارك خداى توانا نسل مرا از اين دختر برقرار و پايدار خواهد نمود . به زودى امامان را از اين دختر بوجود مياورد و آنان را پس از اينكه وحى پروردگار قطع شود در زمين خليفهء خويشتن قرار خواهد داد . حضرت خديجهء كبرا دائما در همين حال بود تا اينكه موقع وضع حمل وى فرا رسيد ، در اين موقع خديجه نزد زنان قريش و بنى هاشم فرستاد كه بيائيد و مرا در بارهء وضع حمل يارى نمائيد ، آنان در جواب گفتند : چون تو سخن ما را نپذيرفتى و با محمّد صلى اللَّه عليه و آله كه شخص فقير و يتيم ابو طالب بود ازدواج نمودى لذا ما نزد تو نخواهيم آمد و متصدى هيچ گونه امر تو نخواهيم شد ! ! خديجهء كبرا از شنيدن اين جواب غمگين گرديد ، در همان حالى كه وى اندوهناك بود ناگاه چهار زن گندمگون و بلند بالا كه گويا از زنان بنى هاشم بودند نزد او حاضر شدند هنگامى كه خديجهء كبرا آنان را ديد جزع و فزع كرد ، يكى از آنان گفت : اى خديجه ! محزون مباش ! زيرا ما فرستادگان خدائيم ، ما خواهران تو هستيم ، من : ساره‌ام ، اين بانو : آسيه بنت مزاحم است كه در بهشت رفيق تو مىباشد . اين بانو : مريم دختر عمران و آن بانوى ديگر : كلثم خواهر موسى بن عمران است ما را خدا فرستاده تا متصدى امر وضع حمل تو باشيم ، يكى از آنان زنان طرف راست خديجه و ديگرى طرف چپ وى و سومى آنان در مقابل او و چهارمى ايشان پشت سر او نشستند و خديجه حضرت فاطمه را در حالى كه پاك و پاكيزه بود زائيد . موقعى كه حضرت زهراء متولد شد نور آن بانو درخشيد و داخل خانه‌هاى مكه شد ، هيچ خانه‌اى در شرق و غرب زمين باقى نبود مگر اينكه آن نور در آن تابيد ، آنگاه تعداد ده نفر از حور العين نزد خديجهء كبرا آمدند كه با هر كدام يك طشت و ابريق بهشتى بود ، ابريقها پر از آب كوثر بودند ، آن زنى كه در مقابل خديجه بود ابريقها را گرفت و فاطمهء زهراء را با آب كوثر شستشو داد ، بعدا دو حوله كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبوتر بودند بيرون آورد و
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 4 | العلامة المجلسي / محمد نجفى