بقدرى زبان آن بزرگوار را مكيد كه فرمود : اى حسين ! كافى است ! كافى است ! خدا ارادهء خود را در بارهء تو و فرزندانت عملى خواهد نمود .
33 - در كتاب : كشف الغمه ميگويد : بدان كه رسول اكرم امام حسن را حسن ناميد . زيرا وقتى كه آن بزرگوار متولد شد رسول خدا فرمود : وى را چه نام نهادهايد ؟ گفتند : حرب . فرمود : نه ، بلكه بايد نام او را حسن بگذاريد .
آنگاه آن حضرت يك قوچ براى امام حسن عقيقه كرد . شافعى براى مستحب بودن عقيقه به همين حديث استدلال نموده است . رسول خدا شخصا متصدى اين عمل شد و نگذاشت كه حضرت زهراء انجام دهد .
پيغمبر خدا بفاطمهء زهراء فرمود : سر امام حسن را بتراش و به وزن موى سرش نقره صدقه بده . موقعى كه حضرت زهراى اطهر موى سر امام حسن را تراشيد و به وزن آن نقره صدقه داد وزن آن به قدر يك درهم و مختصرى بيشتر بود .
بدين لحاظ بود كه عقيقه و به وزن موى سر صدقه دادن نقره سنت دائمى شد . زيرا رسول خدا اين عمل را در حق امام حسن تشريع و در موقع ولادت امام حسين اعتماد نمود . جريان آن بعدا با خواست خدا خواهد آمد .
كنيهء امام حسن فقط ابو محمّد بود . ولى لقبهايش فراوان بودند بدين شرح :
تقى ، طيب ، زكى ، سيد ، سبط و ولى ، همهء اين لقبها را به آن حضرت ميگفتند .
مشهورترين لقبهاى آن بزرگوار : تقى بود . ولى بهترين آنها همان لقبى است كه جدش رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آن را مخصوص و صفت آن بزرگوار قرار داد .
زيرا چنان كه راويان موثق و مطمئن در حديث صحيح روايت كردهاند پيغمبر معظم اسلام در بارهء امام حسن فرموده :
ابنى هذا سيد يعنى اين پسر من سيد و بزرگ است . پس بنا بر اين : بهترين لقبهايش سيد مىباشد .
ابن خشاب ميگويد : كنيهء امام حسن ؛ ابو محمّد و لقبهايش : وزير ، تقى ، قائم
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٣