تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
حضرت حسين مينهاد ، خداى توانا شير از انگشت آن حضرت جارى كرد و امام حسين آن شير را مىمكيد . نيز گفته شده : آن بزرگوار زبان خود را در دهان امام حسين ميگذاشت و آن حضرت از زبان رسول خدا تغذى ميكرد . مدت چهل شب و روز پيغمبر خدا اين عمل را انجام داد تا اينكه گوشت حسين عليه السّلام از گوشت پيامبر معظم اسلام پرورش يافت و روئيد . 32 - در كتاب : مناقب از دختر اميهء خزاعى كه نامش : بره بود روايت مىكند كه گفت : هنگامى كه حضرت فاطمهء زهراء به امام حسن حامله بود پيغمبر خدا كه ميخواست بدنبال مقصود خود برود بفاطمهء اطهر فرمود : تو به زودى پسرى خواهى زائيد كه جبرئيل بخاطر او به من تهنيت گفته . تو وى را شير مده تا من نزد تو باز گردم . دختر اميه ميگويد : موقعى كه فاطمهء زهرا امام حسن را زائيد من نزد آن بانو رفتم ، سه روز بود كه آن نوزاد عزيز را شير نداده بود . من به وى گفتم : امام حسن را بده تا شير دهم ، فرمود : ابدا ! آنگاه محبت مادرى شديد شد و خود آن بانو امام حسن را شير داد . هنگامى كه رسول خدا آمد به فاطمهء اطهر فرمود : چكار كردى ؟ گفت : محبت مادرى باعث شد كه حسنم را شير دادم . فرمود : خدا ارادهء خود را عملى خواهد كرد . موقعى كه فاطمهء زهراء به امام حسين حامله شد پيغمبر اسلام به حضرت زهراء فرمود : تو به زودى پسرى خواهى زائيد كه جبرئيل بخاطر او به من تبريك گفته است ، به وى شير مده تا من نزد تو باز گردم اگر چه يك ماه باشد . آنگاه پيامبر خدا بدنبال كار خود رفت . هنگامى كه فاطمهء اطهر امام حسين را زائيد او را شير نداد تا پيغمبر خدا آمد و به وى فرمود : چه كار كردى ؟ گفت : من حسين را شير نداده‌ام . پيامبر خدا حسين را گرفت و زبان خويشتن را در دهان آن حضرت نهاد ، امام حسين