محمّد بن مسلم ميگويد : من روز جمعهاى بود كه نزد حضرت صادق رفتم .
وقتى آن بزرگوار از نماز فراغت حاصل كرد و دست مبارك خود را بسوى من دراز كرد من انگشترى را در انگشت آن حضرت ديدم كه نقش آن :
لا إله الا اللَّه ، عدة للقاء اللَّه بود .
آنگاه فرمود : اين انگشتر جدم امام حسين عليه السّلام است : 24 - در كتاب : كمال الدين از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : از پيغمبر معظم اسلام شنيدم ميفرمود :
خداى سبحان ملكى دارد كه او را : دردائيل ميگويند و داراى شانزده هزار بال است . ما بين هر بال وى تا بال ديگرش هوائى وجود دارد و آن هواء به قدر ما بين آسمان و زمين است .
در يكى از روزها آن ملك با خويشتن ميگفت : آيا ما فوق پروردگار ما چيزى هست ؟ خداى عليم آنچه را كه وى گفت دريافت . آنگاه بتعداد بالهائى كه داشت ببالهاى او اضافه نمود و او داراى سى و دو هزار بال شد .
سپس خداى توانا به وى دستور داد كه پرواز كن ! وى مدت پانصد سال پرواز كرد ولى هنوز سرش به يكى از قائمههاى عرش نرسيد .
هنگامى خداى عزيز خستگى وى را مشاهده نمود به او وحى كرد كه بجاى خويشتن باز گرد ! زيرا من خداى عظيمى ميباشم كه ما فوق هر عظيم و بزرگى هستم و ما فوق من چيزى نيست و در هيچ مكانى وصف كرده نخواهم شد .
پس از اين جريان خداى توانا بالهاى او را گرفت و از صف ملائكه اخراجش نمود .
هنگامى كه امام حسين عصر پنجشنبه و شب جمعه متولد شد خداى رؤف بخازن آتش وحى كرد : آتشها را بخاطر ولادت مولودى كه براى حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله در دنيا متولد شده است خاموش كن نيز بخازن بهشت وحى كرد : بهشت را براى خاطر مولودى كه در دنيا براى پيغمبر اسلام متولد شده زينت و معطر نما .
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٦