تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
مسأله 9 - اگر حاكم براى استماع دعواى مدعى يا جواب منكر به او ، يا براى استماع شهادت احتياج پيدا كند به مترجم ، بايد مترجم دو شاهد عادل باشد .

گفتار در صفات قاضى

مسأله 1 - قاضى بايستى چند شرط را داشته باشد : اول بلوغ ، دوم عقل ، سوم ايمان ، چهارم عدالت ، پنجم اجتهاد مطلق ، ششم مرد بودن ، هفتم طهارت مولد هشتم اينكه بنابر احتياط حافظه‌اش قوى باشد و فراموشى بر او غالب نباشد ، بلكه اگر نسيان او به حدى است كه ديگر نمىشود به بيان او اعتماد كرد اقوى اين است كه جايز نيست قضاوت كند ، و اما اينكه سواد نوشتن داشته باشد در اعتبارش حرف است ، شرط دهم كه آن نزديك‌تر به احتياط است اينكه نابينا نباشد هر چند عدم اعتبار اين شرط خالى از وجه نيست . مسأله 2 - صفات دهگانه بالا وجودش در يك قاضى به چند روش ثابت مىشود : اول به وجدان و علم و اطلاع خود انسان ، دوم از طريق شيوع ، البته شيوع به حدى كه علم و حداقل اطمينان بياورد ، سوم به شهادت دو شاهد عادل ، البته در مورد دو صفت اجتهاد و اعلميت دو شاهد عادل بايد اهل خبره باشند . مسأله 3 - دارا بودن قاضى شرايط دهگانه قضا را ، بايستى براى هر دو طرف دعوى ثابت شده باشد ، پس اگر براى يكى از دو طرف ثابت شده و براى ديگرى ثابت نشده باشد نمىتوانند مرافعه نزد او ببرند . مسأله 4 - حكم كردن قاضى به فتواى مجتهد ديگر اشكال دارد ، چاره‌اى نيست جز اينكه طبق رأى خود حكم كند نه رأى ديگران هر چند كه ديگران از او اعلم باشند . مسأله 5 - اگر هر يك از مدعى و منكر فردى را براى داورى و قضا انتخاب كند غير آن فردى كه ديگرى انتخاب كرد ، بعيد نيست بگوييم انتخاب مدعى مقدم است البته اين در فرضى است كه قاضى موردنظر مدعى با قاضى مورد نظر منكر در علم مساوى باشند ، و الا اگر يكى از ديگرى اعلم است او را بايد انتخاب كنند چه مورد نظر مدعى باشد و چه مورد نظر منكر ، و اگر هر دو هم مدعى باشند و هم منكر يعنى مدعى باشند از جهتى و منكر باشند ( به جهتى ديگر ) بايد به قرعه مراجعه كنند و به وسيله قرعه قاضى براى حل اختلاف را معين كنند . مسأله 6 - اگر يكى از افراد ملت كه قاضى حاكم بر آنهاست عليه خود قاضى ادعايى داشته باشد و دعوى خود را نزد قاضى ديگر ببرد آن قاضى دعوى وى را مىشنود و