نيست بين دو نفر و بيشتر ، و همانطور كه قبلًا نيز گفتيم فرقى نيست بين اسباب .
مسأله 3 - اگر دو نفر از دنيا رفته باشند و شك شود در اينكه كدام يك زودتر مرده و احتمال تقارن نيز در بين باشد و تاريخ فوت كند هيچ يك معلوم نباشد ، در صورتى كه سبب مرگ آنها غرق شدن و يا زير آوار ماندن باشد اشكالى نيست در اينكه هر يك از ديگرى ارث مىبرد ، و اگر سبب مرگشان غير آن دو سبب باشد به هر علتى كه بوده باشد و يا سبب مرگ هر يك غير سبب مرگ آن ديگرى باشد ، در همه اين صور آيا بايد حكم به قرعه كرد ؟ و يا حكم به مصالحه ؟ و يا اينجا نيز حكم غرق و آوار را دارد ؟ وجوهى است كه اقواى آن همين آخرى است هر چند كه احتياط به صلح بهتر است ، مخصوصاً در موردى كه مرگ هر دو و يا يكى از آنها بدون حادثه و طبيعى باشد ، و اين حكم در موردى كه مردهگان بيش از دو نفر باشند نيز جريان دارد .
مسأله 4 - اگر دو نفر فوت كنند و معلوم باشد كه يكى زودتر از ديگرى فوت كرده اما ترديد شود در اينكه كدام يك بوده و تاريخ فوتشان هم مجهول باشد ، اقوى آن است كه بايد به قرعه رجوع شود حال چه سبب مرگشان غرق و هدم باشد يا غير آن دو ، و يا يكى و يا هر دو به مرگ طبيعى مرده باشند .
مسأله 5 - در مسأله قبل كه گفتيم هر يك از ديگرى ارث مىبرد طريق اين ارث بردن طرفين اين است كه هر يك از آنها را زنده در حال موت ديگرى فرض مىكنيم و ارث او از اموال ديگرى را به او مىدهيم ، و آنچه سهم الارث او شد را به ورثه زنده او مىدهيم ، چيزى كه هست اينكه وقتى نوبت ديگر او را مرده و ديگرى را زنده فرض مىكنيم به ورثه ديگرى چيزى كه او از ايشان در فرض اول ارث برده بود را نمىدهيم ، مثلًا اگر پدر و پسرى مرده باشند و كسى نداند كدام يك زودتر و كدام ديرتر مرده و يا اصلًا در آن واحد با هم مردهاند ، و فرض مىكنيم كه پدر نام برده غير آن پسرى كه با او مرده دخترى هم دارد و قيمت همه اموال پدر نهصد دينار است ، و از سوى ديگر آن پسر هم كه با پدر مرده پسرى دارد و جمع اموالش ششصد دينار است ، در اينجا اول مرگ پدر را قبل از پسر فرض مىكنيم كه در نتيجه پسر نامبرده در حالى كه پدرش مىمرده زنده بوده و دو يك سوم تركه پدر را كه ششصد دينار است برده و مالك شده و آن دو يك سوم الآن به پسر خود او مىرسد كه نوه آن پدر است ، و يك يك سوم باقيمانده با به دختر آن پدر مىدهند ، آنگاه نوبت دوم پسر را به در حال حيات پدر مرده فرض مىكنيم كه در نتيجه جوانى از دنيا رفته و پدرى و پسرى از او بر جاى مانده كه پدر او يك ششم تركه پسرش را كه صد دينار است ارث مىبرد و چون خود او نيز مرده آن صد دينار را به وارث پدر كه دختر او است مىدهيم ، و بقيه سهم پسر آن پسر است .
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 524
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٢٤