پس كسى كه من پيشواى اويم ، اين [ على عليه السلام ] پيشواى اوست ؛
بنابراين ، براى او دوستدار و ياورانى راستين باشيد
آن جا دعا فرمود : خداوندا ! دوستدارش را دوست بدار
و براى كسى كه با او دشمنى كند ، دشمن باش . « 1 »
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : اى حسّان ! تا هنگامى كه با زبانت ما را يارى كنى ، پيوسته از سوى روح القدس تأييد مىشوى .
راويان اخبار ، شعر قيس بن عباده « 2 » را كه در برابر اميرمؤمنان عليه السلام ، پس از بازگشت آن حضرت از بصره سرود ، نقل كردهاند . آغاز آن قصيده چنين است :
وقتى دشمن به ما تجاوز كرد ، گفتم :
پروردگارِ ما ، ما را بس و چه خوب وكيلى است
براى ما بس است پروردگارمان ، كسى كه
هامش
( 1 ). يُناديهم يَوم الغدير نبيّهُم * بِخمّ وأسمع بالرسول مناديا
فقال : فَمن مولاكم ووليّكم * فقالوا : و لم يبدوا هناك التعاديا
الهك مولانا ، وأنت وليّنا * و لم تَرَمِنّا في المقالة عاصيا
فقال له : قُم يا عَليّ فإنَّني * رضيتُك مِن بَعدي اماماً وهاديا
فَمَن كُنت مولاه فهذا وليّه * فكونوا له أنصارَ صدق مواليا
هناك دعا اللّهمَّ وال وَليَّه * وكُن لِلّذي عادى عَليّاً معاديا( 2 ) . قيس بن سعدبن عبادة ، از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و مردى بلند قد ، بخشنده و شجاع بود . پدرش سعدبن عبادة ، رئيس خزرج بود كه با ابابكر بيعت نكرد . قيس از بزرگان شيعهء على عليه السلام بود و در همهء جنگهاى حضرت حضور داشت . پس از آن نيز در لشكر امام حسن عليه السلام بود ، و در جواب تطميع معاويه ، پاسخ داد : نه ، به خدا قسم ، هيچگاه مرا نخواهى ديد ؛ مگر آن كه بين من و تو نيزه باشد . ( سفينة البحار ، ج 2 ، ص 457 )