وى در اصفهان ، افزون بر دروس رسمى و معمول حوزه ، علم هيأت و طبّ قديم را نيز فرا گرفت . در ادبيات ، دستى توانا داشت و بخشهايى از نهجالبلاغه را حفظ كرده بود . او داراى استعدادى قوى ، بيانى نيكو و سابقهاى طولانى در تدريس بود . حرفهاى ديگران را نقّادى مىكرد و در حالى كه صاحب نظر بود ، از تظاهر و هياهو اجتناب مىورزيد . در حوزهء علميه قم به تدريس سطح عالى و در دانشكده سپاه ، به آموزش اصول عقايد اشتغال داشت .
ايشان تأليفات چندى داشت كه عمدتاً به چاپ نرسيد :
1 . عدّات الكلينى در رجال ( برّرسى عدّههاى كلينى رحمه الله ومشايخاو ) چاپ شده ؛
2 . حاشيه بر كفايه ( تا واجب مشروط ) ؛
3 . تقريرات درس آيت اللّه بهبهانى ؛
4 . شناخت ؛
5 . توحيد ؛
6 . عدل ؛
7 . علم امام ؛
8 . معاد ؛
9 . ادب النبى .
او اهل تهجّد و توسّل به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و احتياط و پرهيز از موارد شبههناك بود . يكى از دوستان فاضل او مىگويد : بيش از بيست سال كه كم و بيش با اين مرد بزرگ بودم ، از او غيبت و دروغ يا زخم زبان نسبت به كسى نشنيدم . حجّتالاسلام كافى سرانجام پس از سالها خدمت در ترويج مكتب اهلبيت عليهم السلام ، شب جمعه ، دهم رجب سال 1406 ق / اوّل فروردين 1365 ش ، بر
ولايت نامه ( ترجمه خصائص اميرالمؤمنين ع ) ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: الشريف الرضي
ص٢٠