قصيدهاى به مناسبت ولادت حضرت مولى المَوالى اميرالمؤمنين عليه السلام
عجب ، عجب كه در امشب سروشِ سبحانى * رسد ز عالم پنهان ، به گوش انسانى
نمود جلوه ، جمالِ جميلِ عز و جلّ * ز كعبه چون بدرخشيد ، ماه پنهانى
سِزد كه رشك برد ، عرش بر زمين امشب * قدم نهاد بر او ، چون على عمرانى
هماىِ طلعت او ، چون زمينِ مكّه بديد * نمود ، بهرِ قُدومش ، هزار قربانى
گذاشت منّت بى حدّ ، خداى حىِّ قدير * چو داشت ، نعمتِ ذاتش به خلق ارزانى
فرشتگان همه مسرور از ولادت او * جهانيان همه مَست از شراب روحانى
هر آن كه لب ، زِشرابِ وِلاى او تَر كرد * بِشُد منزَّه و پاك از قيود جسمانى
گِداى درگه او را چه عزّت است و مقام * كه بر ، شَهانِ جهان كرده است سلطانى
خَديوِ مُلك ولايت ، قسيمِ جنّت و نار * شهى كه علّت ايجاد را بُود ثانى
زفضل و بخشش او ، گر طلب كنى ، گويم * به سائلى بدهد ، خاتم سليمانى
اگر كه عطفِ توجه ، به خاكِ راه كند * شفاعتش طلبد ، كافى صفاهانى
مرحوم حجة الاسلام والمسلمين
حاج آقا طه كافى