مىشود و در نزديكى جايى مشهور به زاهر ، معروف است . « 1 » پس از كشتن او ، سرش را براى هادى بردند ، ولى او هيچ تعجبى نكرد و گفت : مثل اين كه فكر مىكنيد سرِ طاغوتى را آوردهايد . كمترين مجازات شما آن است كه از جايزه محرومتان كنم ؛ و به آنها چيزى نداد . حسين ، مرد شجاع و گشادهدستى بود و هنگامى كه به حضور مهدى رسيد ، چهلهزار دينار به او داد و او نيز در بغداد و كوفه ميان مردم تقسيم كرد و وقتى كه از كوفه خارج شد ، همه دارايى وى تنها يك بالاپوش با پيراهنى در زير آن بود .
از جمله كسانى كه در ايام خلافت هادى يا برادرش رشيد ، بر مكه ولايت كردند ، محمد بن عبدالرحمن سفيانى بود كه فاكهى ، در مورد ولايت او مىگويد : از جمله كسانى كه پس از آن ، والى مكه شدند ، محمد بن عبدالرحمن سفيانى بود كه پست قضا و امارت مكه را بر عهده داشت . زبير بن به كار نيز يادآور شده كه هادى او را قاضى مكه قرار داد و هارون الرشيد اين مقام او را تثبيت كرد ، اما مأمون ، وى را بر كنار كرد و مدت يكماه قضاء را در بغداد به او سپرد و سپس از آن جا نيز بركنارش كرد . « 2 » و چه بسا اين محمد بن عبدالرحمن سفيانى ولايت و قضاوت در مكه را در زمان خلف هادى و رشيد و يا يكى از اين دو برادر ، بر عهده داشته است .
پس از آن و در زمان خلافت هارونالرشيد بن مهدى عباسى نيز گروهى عهدهدار توليت بر مكه بودند كه ابناثير به طور نامرتب و بدون ذكر نسب ، آنها را نام برده و نام ايشان و توضيح نسبِ آنها به ترتيب از اين قرار است :
احمد بن اسماعيل بن على بن عبداللَّه بن عباس ، حماد بربرى ، سليمان بن جعفر بن سليمان بن على بن عبداللَّه بن عباس و عباس بن موسى بن عيسى بن موسى بن محمد بن على بن عبداللَّه بن عباس ، عباس بن محمد بن ابراهيم الامام ، عبداللَّه بن محمد بن عمران بن ابراهيم بن محمد بن طلحة بن عبيداللَّه تيمى ، عبيداللَّه بن قثم بن عباس ، عبيداللَّه بن
هامش
( 1 ) . نسب قريش ، ص 338 .
( 2 ) . همان .