تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
در اين مدت بسيار طولانى با يك روش و رسوم و تقاليدى شناخته شده‌ام كه يكى از آنها هو و جنجالى نبودن است كه اگر در راهى مخالف هم باشم ، اين ميدان را انتخاب نمىكنم و اصولًا آن‌را منافى شخصيت مىدانم . آيا در تمام مدت فعاليتم يك مصاحبه‌اى غير از آنچه صرفاً و مستقيماً و كلًا مربوط به دعوتم باشد ، آن‌هم با جرايدى مانند " الاهرام " و " الاخبار " يا روزنامه‌هاى به لغات خارجى در سطح بالا ، داشته‌ام كه اين دومى آن باشد ؟ آيا در يك مورد ، حتى يك مورد ، شده كه از مخالفين بسيارى كه در راه دعوتم داشته‌ام و پاى همه چيز حتى جانم ايستاده بودند ، در مطبوعات اگرچه در مجله معروف خودمان نامى برده و هجومى كرده باشم ؟ آن مجله را شما مىخوانده‌ايد و فضلا اغلب دارند ، مراجعه كنيد و ببينيد آيا خودم را به دشمنىهاى فردى آلوده كرده‌ام ؟ آيا با ارتباط قديمى و وثيق با بسيارى از روزنامه‌ها و مجلات آبرومند و معروف و بخصوص جرايد آن كشور عربى بزرگ كه به اينجانب مانند پدر روحى نگاه مىكنند و افكارم را احترام خاصى مىگذارند ، جز يك مجله در خارج كه داراى سمعه و ارتباط معينى است و همه كس مىداند ، پيدا نكردم كه خود را در صحنه قرار داده و درد دل كنم ! ! با اعتمادى كه به جنابعالى دارم و به فضيلت و ذكاوتتان معتقدم ، مطلب را كه در دائره محصور مشخصى است ، مبسوط تر بيان كردم كه اساسى هم براى چيزى كه با آن مواجه بوده و هستم براى جنابعالى در دست داده باشم . برايتان توفيقات الهيه مسئلت دارم . قمى پاريس 22 / 3 / 1983 م