خواهى آنها مىكرده آنچنان كه در روايت كلينى و شيخ صدوق آمده او را با اين سخنان ، وصف كرده است : در سامرا كسى از علويها را مانند حسن بن على بن محمد بن رضا نديدم و در وقار و جوانمردى و كرم از خاندان و سلطان و همهء بنى هاشم كسى به مرتبه او نشنيدم اينان او را بر سالمندان و بلندپايگان ، مقدم مىداشتند فرماندهان ، وزرا ، نويسندگان و عموم مردم نيز چنين مىكردند و من از هر كس از بنى هاشم ، فرماندهان ، نويسندگان و قضات و فقها و ساير مردم كه دربارهء او مىپرسيدم او را بسى گرامى مىداشتند و برايش احترام و ارج و مقام و الا قائل بودند و بر خاندان خود و بزرگان خويش ، مقدّمش مىداشتند من هيچ دوست يا دشمن او را نديدم مگر اينكه از وى به نيكى ياد كند و به ستايشش بپردازد و در ادامه مىافزايد كه پدرش عبيد اللّه بن خاقان گفته است : اگر خلافت از بنى عباس خارج شود كسى جز او از بنى هاشم شايستگى آن را نخواهد داشت زيرا در فضل و پاكدامنى و صيانت نفس و زهد و عبادت و اخلاق نيكو و شايستگى كسى به پاى او نمىرسد .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 504
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٠٤